لیست کامل واحدهای شمارش در انگلیسی

چرا باید واحدهای شمارش در انگلیسی را یاد بگیریم؟
یکی از تفاوتهای جالب بین فارسی و انگلیسی این است که در انگلیسی نمیتوانیم همه اسمها را مستقیماً با عدد بشماریم. برای مثال، معمولاً نمیگوییم an advice یا two informations، چون کلمات advice و information در انگلیسی غیرقابلشمارش (Uncountable) هستند.
برای بیان تعداد یا مقدار این اسمها، از واحدهای شمارش (Units of Measurement) استفاده میکنیم. برای مثال:
a piece of advice — یک توصیه
a glass of water — یک لیوان آب
a slice of bread — یک برش نان
یادگیری این ساختارها کمک میکند طبیعیتر انگلیسی صحبت کنیم و اشتباهات رایجی مثل an equipment یا many furniture را مرتکب نشویم. در ادامه، با پرکاربردترین واحدهای شمارش و مثالهای واقعی آنها آشنا میشویم.
واحدهای شمارش برای اسمهای غیرقابلشمارش (Uncountable Nouns)
| واحد شمارش | معنی | اسمهایی که باهاش میان | مثال |
|---|---|---|---|
| a piece of | یک تکه / یک مورد | advice, information, news, furniture | a piece of advice یک توصیه |
| a bit of | کمی / مقداری | luck, information, help | a bit of help کمی کمک |
| a glass of | یک لیوان | water, milk, juice, wine | a glass of water یک لیوان آب |
| a cup of | یک فنجان | tea, coffee, sugar, flour | a cup of tea یک فنجان چای |
| a bottle of | یک بطری | water, wine, oil, shampoo | a bottle of shampoo یک بطری شامپو |
| a can of | یک قوطی | soda, beer, soup | a can of soda یک قوطی نوشابه |
| a jar of | یک شیشه دردار | honey, jam, pickles, peanut butter | a jar of honey یک شیشه عسل |
| a box of | یک جعبه | chocolates, cereal, tissues, matches | a box of cereal a box of tissues یک جعبه دستمال کاغذی |
| a packet of | یک بسته | sugar, biscuits, crisps | a packet of sugar یک بسته شکر |
| a bar of | یک تخته / قالب | chocolate, soap, gold | a bar of chocolate یک تخته شکلات |
| a loaf of | یک قرص | bread | a loaf of bread یک قرص نان |
| a slice of | یک برش | cake, bread, pizza, cheese | a slice of pizza a slice of bread یک برش نان |
| a drop of | یک قطره | water, oil, blood | a drop of oil یک قطره روغن |
| a grain of | یک دانه | rice, salt, sand | a grain of salt یک دانه برنج |
| a lump of | یک تکه / کلوخه | coal, sugar | a lump of coal یک حبه قند |
| a sheet of | یک ورق | paper, glass, metal | a sheet of paper یک ورق کاغذ |
| a tube of | یک تیوب | toothpaste, glue, cream | a tube of toothpaste یک تیوب خمیردندان |
| a roll of | یک رول | toilet paper, film, tape | a roll of toilet paper یک رول دستمال توالت |
| a stick of | یک تکه باریک / یک ساق. | gum, butter, chalk | a stick of butter یک قالب باریک کره |
نکته: کاربرد عبارت `a stick of`
عبارت `a stick of` برای اشاره به یک تکه یا مقدار مشخص از چیزی به کار میرود. معنی دقیق آن به اسمی که بعد از `of` میآید بستگی دارد. این عبارت معمولاً برای چیزهایی استفاده میشود که شکل باریک و کشیده دارند یا بهصورت یک تکه مشخص عرضه میشوند.
برای مثال:
`a stick of butter` — یک قالب کره
`a stick of wood` — یک تکه چوب
`a stick of candy` — یک چوب آبنبات
`a stick of celery` — یک ساقه کرفس
`a stick of dynamite` — یک قالب دینامیت
نکته: این عبارت همیشه به یک شکل هندسی یکسان اشاره نمیکند؛ بنابراین بهتر است کاربرد آن را همراه با اسم بعد از `of` یاد بگیری.
واحدهای شمارش برای اسمهای قابلشمارش (Countable Nouns)
| واحد شمارش | معنی | اسمهایی که باهاش میان | مثال |
|---|---|---|---|
| a pair of | یک جفت | shoes, socks, trousers, scissors | a pair of shoes یک جفت کفش |
| a bunch of | یک خوشه / دسته | grapes, bananas, flowers, keys | a bunch of grapes a bunch of flowers یک دسته گل |
| a dozen | یک جین (۱۲ عدد) | eggs, cookies | a dozen eggs دوازده عدد تخممرغ |
| a group of | یک گروه | people, students, animals | a group of people یک گروه دانشآموز |
| a team of | یک تیم | players, scientists, workers | a team of players یک تیم بازیکن |
| a flock of | یک گله | birds, sheep | a flock of birds یک دسته پرنده |
| a herd of | یک گله | cattle, elephants | a herd of cows یک گله گاو |
| a school of | یک دسته | fish, dolphins | a school of fish یک دسته ماهی |
| a swarm of | یک دسته انبوه | bees, insects | a swarm of bees یک دسته انبوه زنبور |
| a crowd of | یک جمعیت | people, fans, protesters | a crowd of fans جمعیتی از هواداران |
| a set of | یک مجموعه | tools, dishes, rules | a set of tools یک مجموعه ابزار |
| a couple of | دوتا / چندتا | days, friends, dollars | a couple of days چند روز یا دو سه روز |
| a handful of | یک مشت / تعداد انگشتشمار | nuts, coins, people | a handful of nuts یک مشت آجیل |
| a row of | یک ردیف | chairs, houses, seats | a row of chairs یک ردیف صندلی |
| a pile of | یک توده / انبوه | books, clothes, papers | a pile of clothes یک توده لباس |
| a stack of | یک دسته / کپه منظم | documents, books, boxes | a stack of books یک دسته کتاب رویهمچیده |
| a line of | یک صف / ردیف | cars, people | a line of cars یک صف خودرو |
نکتههای مهم درباره واحدهای شمارش
۱. تفاوت `a couple of` و `a few`
عبارت `a couple of` معمولاً به معنی «دو تا» است، اما `a few` به معنی «چند تا» است.
I need a couple of days. دو روز وقت لازم دارم
I have a few questions. چند سؤال دارم
۲. تفاوت `a flock of` و `a herd of`
هر دو برای اشاره به گروهی از حیوانات استفاده میشوند، اما کاربرد معمول آنها متفاوت است:
a flock of birds یک دسته پرنده
a herd of cows یک گله گاو
۳. تفاوت `a pile of` و `a stack of`
a pile of clothes یک توده لباس
a stack of books .یک دسته کتاب که روی هم چیده شدهاند
۴. کاربرد مجازی `a stack of`
عبارت `a stack of` علاوه بر معنای واقعی «یک دسته چیز که روی هم چیده شدهاند»، در زبان روزمره میتواند برای اشاره به مقدار زیادی از چیزی نیز استفاده شود.
مثال:
I have a stack of work to do.
کلی کار دارم که باید انجام بدهم.
در این جمله، منظور یک دسته واقعی از اشیا نیست؛ بلکه گوینده میخواهد بگوید کارهای زیادی برای انجامدادن دارد.
۵. نکته گرامری درباره `a pair of`
در عبارت `a pair of shoes`، اسم اصلی `pair` است؛ بنابراین وقتی درباره یک جفت صحبت میکنیم، فعل مفرد به کار میرود:
This pair of shoes is expensive. .این جفت کفش گران است
اما اگر خود کفشها موضوع جمله باشند، فعل جمع میآید:
These shoes are expensive. .این کفشها گران هستند
یادگیری این تفاوتها کمک میکند واحدهای شمارش را نه فقط حفظ کنیم، بلکه آنها را در مکالمه و نوشتن انگلیسی درست و طبیعی به کار ببریم.
چطور واحدهای شمارش را در مکالمه انگلیسی به کار ببریم؟
حالا که با واحدهای شمارش پرکاربرد در انگلیسی آشنا شدید، سعی کنید آنها را در جملههای روزمره به کار ببرید. مثلاً بهجای حفظکردن عبارت `a piece of advice`، یک جمله با آن بسازید:
Let me give you a piece of advice.
اجازه بدهید یک توصیه به شما بکنم.
هرچه این عبارتها را بیشتر در جمله، مکالمه و موقعیتهای واقعی ببینید و استفاده کنید، طبیعیتر صحبت خواهید کرد.
اگر میخواهید مکالمه انگلیسی را فراتر از حفظ لغت و قواعد گرامری تمرین کنید، میتوانید با دوره فرمول یک دکتر زبان آشنا شوید. همچنین در مطلب انگلیسی واقعی آمریکایی با نمونههایی از کاربرد طبیعی انگلیسی آشنا میشوید.
یادگیری زبان با شناختن عبارتها شروع میشود؛ اما با استفاده از آنها در موقعیتهای واقعی به مهارت تبدیل میشود.
یادتون نره این مطلب رو با دیگران به اشتراک بگذارید



صفحه اصلی
محصولات
دوره ها
حساب کاربری