مکالمات روزمره

14. I am broke !!!

آس و پاسم

 

Robert: Are you going to Hawaii on your vacation ?

رابرت: برای تعطیلات خیال داری بری هاوایی؟

 

James: Not this year.

جیمز: امسال نه.

 

Robert: Why not ?

رابرت: چرا نه؟

 

James: For a good reason, I am broke.

جیمز: برای یک دلیل منطقی، آس و پاسم.

 

Robert: Oh! Come on.

رابرت: اوه ! دست بردار.

 

James: Seriously, I am flat broke.

جیمز: جدی می گم، دستم خالی خالیه.

13. Take a Rain Check !!!

باشه واسه بعد!

 

Jean: My brother and his family will be coming into town next week.

جین : هفته آینده برادرم و خانواده اش میان شهر.

 

Joe: Is he the one who writes articles for the English Post ?

جو : ایشون همونی هستن که مقاله های انگلیش پست رو مینویسن.

 

Jean: Right, why don’t you come over next Sunday to meet him.

جین : درسته، چرا هفته دیگه نمیای اونو ببینی؟

 

Joe: I’d love to but I can’t. Can you give me a rain check !!!

جو : دوست دارم اما نمیتونم. میشه بذاریم یه وقت دیگه؟

 

Jean: Sure, they’ll be here for a week. So just let me know when you can come.

جین : حتما، اونها یک هفته اینجا هستن.

 

Joe: OK! I will be very interested in seeing him.

جو :بسیار خب! خیلی دوست دارم ببینمش.

 

16. It’s beyond me !!!

متوجه نمی شم!

 

Anthony: How long have you been in this country?

آنتونی: چند وقته که تو این کشوری؟

 

Seung: Two months.

سئونگ: دو ماه.

 

Anthony: Is it hard for you to study at an American college?

آنتونی: درس خواندن در یک دانشکده آمریکایی برات سخته؟

 

Seung: Yes, I find it very difficult. Especially when you can’t follow the professor’s lecture.

سئونگ: بله ،خیلی سخته. خصوصاً وقتی نمیتونی صحبتهای استاد رو بفهمی.

 

Anthony: That’s because you just arrived. Do you like biology ?

آنتونی: بخاطر اینه که تو تازه به اینجا وارد شدی. به زیست شناسی علاقه داری؟

 

Seung: No. It’s beyond me.

سئونگ: نه، متوجه نمی شم.

15. I am starving !!!

از گرسنگی دارم می میرم!!

 

Yin: I think we should get something to eat.

ین: فکر کنم باید یه چیزی واسه خوردن تهیه کنیم.

 

Linda: Are you hungry ?

لیندا: گرسنه ای؟

 

Yin: Hungry ? I’m starving.

ین: گرسنه؟ از گرسنگی دارم می میرم.

 

Linda: There is an Italian restaurant near here.

لیندا: این نزدیک ها یه رستوران ایتالیایی هست.

 

Yin: Is the food very hot?

ین: غذاش خیلی تنده؟

 

Linda: It’s kind of hot, but it’s very tasty.

لیندا: یه جورایی تنده اما خیلی خوشمزه است.

دیدگاه خود را ثبت کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --