بیماریها و 41 لغت کاربردی

شما هم جمله معروف عقل سالم در بدن سالم است را شنیده اید که ترجمه‌ای از عبارت معروف لاتین Mens sana in corpore sano به همین معنی است. فردوسی بزرگ نیز به شکلی دیگر این مفهوم را بیان می کند.

 

ز نیرو بود مرد را راستی                                ز سستی کژی زاید و کاستی

 

در روایتی هم از امام صادق ع آمده: «اگر این پنج چیز در زندگی کسی نباشد زندگی خوب و خوشی نخواهد داشت: سلامتی، امنیت، بی نیازی، قناعت، همسر یا دوست موافق.» ذکر همین چند جمله در نشان دادن اهمیت سلامتی کفایت می کند تا بدانیم چرا باید دایما در حفظ سلامتی خود بکوشیم.

در یادگیری زبان انگلیسی دانستن لغات و اصطلاحات کاربردی متعدد در حوزه انگلیسی واقعی و مکالمات روزمره انگلیسی از اهمیتی بسزا برخوردار است. یادگیری لغات و اصطلاحات مرتبط با بیماری نیز از این قاعده مستثنی نیست.  از این رو در این مقاله و مقاله های بعد به آموزش لغات و اصطلاحات انگلیسی مربوط به بیماری می پردازیم.

 

1. Pain


درد

 

Suddenly she felt a sharp pain in her neck, shoulder, waist, arm, leg, stomach.

ناگهان او درد شدیدی در گردن، شانه، کمر، دست، پا و معده اش احساس کرد.

 

Take an aspirin to relieve the pain.

برای تسکین درد یه دونه آسپرین بخور.

 

2. Ache

درد ممتد

 

I can’t sleep because my head aches too bad.

نمی توانم بخوابم چون سرم خیلی شدید درد میکنه.

I have a terrible headache, backache, stomach-ache.

سردرد ، کمر درد و معده درد خیلی شدیدی دارم.

 

3. Ill

بیمار، مریض

 

My elder sister is seriously ill in St John’s hospital.

خواهر بزرگترم بسختی بیماره و در بیمارستان سنت جان بستریه.

The children started to feel ill an hour after the meal.

بچه ها یک ساعت بعد از صرف غدا بیمارشدند.

 

4. Sick

مریض جسمی/ روانی

 

I feel very sick, I don’t think I can work today.

حالم خیلی بده ،فکر نمیکنم  امروز بتونم  سر کار برم.

Be careful with the cake, too much of it can make you sick.

مراقب اون کیک باش،خوردن بیش از حدش میتونه مریضت کنه.

 

5. Sore

دردناک

 

I have a sore throat, I mustn’t take that cold drink.

من گلو درد دارم، نباید اون نوشیدنی سرد رو بخورم.

She says her stomach is still sore after the operation.

اون میگه هنوز بعد  از عمل جراحی معده اش درد میکنه.

His feet were sore after the bicycle trip.

بعد از سفر با دوچرخه پاهایش درد میکرد.

 

6. Illness

بیماری

 

Our secretary missed a lot of work through illness last month.

ماه پیش بخاطر بیماری منشی خیلی از کارها تلنبار شد.

Flue can be a serious illness if you aren’t careful enough.

اگر به اندازه کافی مراقب نباشی آنفلوانزا میتونه بیماری خطرناکی باشه.

 

7. Disease

بیماری (اغلب عفونی)

 

Peter’s uncle suffers from a rare blood disease.

عموی پیتر دچار بیماری نادر خونیه.

A fatty diet increases the risk of heart disease.

رژیم غذایی پرچرب خطر ابتلا به بیماری قلبی را افزایش میده.

The government is planning further health measures to prevent the spread of disease.

به منظور جلوگیری از شیوع بیماری، دولت در حال تدارک تدابیر بهداشتی به منظور سلامت است.

 

8. Heal

بهبود یافتن( به لحاظ جسمی و روحی)

 

As I see it will take a long time for your wounds to heal.

اینطور که من می بینم زمان زیادی طول میکشه تا زخمهات خوب بشه.

This ointment will help to heal your scratches.

این پماد کمک می کنه تا خراشهای شما بهبود پیدا کنه.

The tea you made really healed me.

اون چایی که درست کردی واقعا حالم رو خوب کرد.

 

9. Cure

معالجه کردن، درمان کردن

 

He was seriously ill for a long time, but the doctor cured him at last.

او برای مدتی طولانی بشدت بیمار بود ،اما بلاخره دکتر درمانش کرد.

Scarlet fever is a serious illness, but it can be cured fairly fast.

مخملک نوعی بیماری جدی است، اما میشه نسبتا به سرعت درمانش کرد.

 

10. Cure

درمان

 

There is no known cure for this illness but it can be treated.

برای این بیماری درمان شناخته شده ای وجود نداره اما قابل درمانه.

I’m afraid you must be taken to hospital for the cure.

متاسفانه برای درمان باید به بیمارستان منتقل بشین.

 

11. Treat

درمان کردن

 

I was treated for flu, but later I was diagnosed with pneumonia.

ابتدا بخاطر بیماری آنفلوانزا تحت درمان قرار گرفتم اما بعدا پزشکان تشخیص دادند که مبتلا به ذات الریه هستم.

This illness is usually treated with antibiotics and a strict diet.

این بیماری معمولاً با آنتی بیوتیک و رژیم سخت درمان میشه.

 

12. Treatment

معالجه، درمان

 

Doctors apply various treatments for this illness.

پزشکان برای این بیماری درمانهای متعددی را بکار می گیرند.

My sister goes to a wellness centre to receive beauty treatments.

خواهرم برای درمان زیبایی به مرکز سلامت میره.

 

13. Diagnose

تشخیص دادن

 

بیماریها و 41 لغت کاربردی

The blood test is used to diagnose all kinds of diseases.

آزمایش خون برای تشخیص همه انواع بیماری مورد استفاده قرار می گیره.

She was diagnosed (as) (a) diabetic in her early childhood.

پزشکان تشخیص دادند که که از سنین کودکی مبتلا به بیماری دیابت نوع الف هست.

 

14. Diagnosis

تشخیص پزشکی

 

The doctors didn’t share every detail of the diagnosis with the patient’s family.

پزشکان همه جزئیات تشخیص خود را با خانواده بیمار در میان نگذاشتند.

We had to wait a lot for the exact diagnosis after the examination.

ما مجبور شدیم بعد از معاینه برای تشخیص دقیق بیماری مدت زیادی منتظر بمونیم.

 

15. Injury

آسیب

They were lucky to escape the fight without serious injuries.

آنها خوش شانس بودند که بدون آسیب جدی از دعوا گریختند.

There were only minor injuries in the crash.

تنها چند آسیب جزیی در آن تصادف وجود داشت.

 

16. Injure

آسیب زدن به

He injured his finger when he was cutting the meat.

وقتی داشت گوشت رو تکه می کرد به انگشت خودش آسیب زد.

Nobody was killed in the accident, but two people were seriously injured.

هیچ کسی در حادثه تصادف کشته نشد، اما دو نفر بشدت آسیب دیدند.

 

17. Wound

زخم،جراحت

He died from the wounds that he had received in the crash.

او بخاطر جراحاتی ناشی از تصاف فوت کرد.

He was taken to hospital although his wounds didn’t seem too serious.

با وجودیکه جراحاتش  خیلی جدی بنظر نمیرسید، اما به بیمارستان منتقل شد.

 

18. Cut

بریدگی

 

He had such a deep cut on his arm that he was taken to hospital.

بریدگی روی بازویش بحدی عمیق بود که او را به بیمارستان بردند.

The victim had several cuts on his chest, still he survived.

قربانی چندین بریدگی روی سینه اش داشت ، با این وجود زنده ماند.

 

19. Bruise

کوفتگی، کبودی

 

He was covered in bruises at the end of the football match.

در پایان مسابقه فوتبال بدنتش تمام کبود شده بود.

The man came to the surgery with a huge bruise over his eye.

اون مرد بخاطر کبودی بزرگی که دور چشمش بود وارد اتاق جراحی شد.

 

20. Scratch

خراش، خاراندن

 

The cat continuously scratched itself behind the ear.

اون گربه دائما پشت گوشش را میخارونه.

She had a long scratch on her arm when she came out of the rose garden.

وقتی که از باغ گلهای رز بیرون اومد خراش بزرگی روی  بازویش بود.

 

21. Infection

عفونت

Wash your hands carefully to decrease the risk of infection.

برای کاهش خطر ابتلا به عفونت دستهاتون رو خوب بشورید.

She almost died from blood infection.

او  تقریبا بخاطر ابتلا به عفونت فوت کرد.

 

22. Inflammation

التهاب، ورم

My knee was twice the size of the other one due to the inflammation.

زانویم در نتیجه ورم  دوبرابر بزرگتر ازاون یکی زانویم شده بود.

You had better not eat fatty food so soon after your stomach inflammation.

بهتره بعد از ورم معده ات به این زودی غذای چرب نخوری.

 

23. Symptom

علامت، نشانه

 

You don’t necessarily need a doctor with symptoms like a headache or sore throat.

لزوماً بخاطر علائمی مثل سر درد یا گلو درد به دکتر نیاز ندارید.

Depression can cause physical symptoms, too.

افسردگی هم  میتونه موجب بیماریهای جسمی بشه.

 

24. Temperature

دما، تب

 

I feel so weak, I think I have a temperature.

خیلی احساس ضعف دارم، فکر کنم تب دارم.

She had such a high temperature that she was immediately taken to hospital.

بحدی تبش بالا بود که فوراً به بیمارستان منتقل شد.

 

25. Fever

تب

 

Did you take aspirin to reduce the fever?

آیا  برای پایین آمدن تب آسپرین خوردید؟

Our daughter has been diagnosed with scarlet fever.

دکتر تشخیص داد که دختر ما مبتلا به بیماری مخملک هست.

 

26. Cold

سرما خوردگی

 

بیماریها و 41 لغت کاربردی

I think I caught a cold on the ice rink yesterday.

فکر کنم دیروز در زمین پاتیناژ سرما خوردم.

She can’t come to school, she’s in bed with a cold.

اون نمیتونه به مدرسه بیاید، سرما خورده و در رختخواب خوابیده.

 

27. Flu

آنفلوانزا

Please don’t visit us this week, the whole family has the flu.

لطفاً این هفته به  دیدن ما نیایید، چون همه خانواده  مبتلا به آنفلوانزا هستند.

If you’re not careful enough and you don’t take antibiotics, you may even die from the flu.

اگر به اندازه کافی مراقب نباشید و آنتی بیوتیک نخورید، حتی ممکنه بخاطر آنفلونزا بمیرید.

 

28. Vomit

استفراغ کردن

 

There must have been something wrong with the food as both children vomited shortly after the meal.

حتما این غذا یه مشکلی داره چون بچه ها هر دو  بلافاصله  بعد از خوردن غذا استفراغ کردند.

I’m afraid I’m pregnant; I vomit after getting up every morning.

ببخشید من باردارم، هر روز صبح بعد از بیدار شدن از خواب استفراغ میکنم.

 

29. Medicine

دارو

 

You look so pale. Haven’t you taken your medicine this morning?

رنگت خیلی پریده. آیا امروز صبح داروهات  رو نخوردی؟

The doctor prescribed three kinds of medicine for me.

پزشک سه نوع دارو برای من تجویز کرد.

 

30. Antibiotics

آنتی بیوتیک

 

My mum’s throat infection went away after she started the antibiotics.

عفونت گلوی مادرم سه روز پس از شروع آنتی بیوتیک خوب شد.

Hot tea won’t be enough to cure your flu, I think you also need antibiotics.

چای داغ برای درمان آنفولانزا کافی نیست، فکر می کنم  به آنتی بیوتیک هم نیاز داری.

 

31. pain killer

مُسکن

 

I had such a horrible headache last night that I took two pain killers.

شب گذشته چنان سردرد شدیدی داشتم که دوعدد مسکن خوردم.

She says she doesn’t think it’s a good idea to take pain killers too often.

اون میگه فکر نمیکنه مصرف زیاد مُسکن ایده خوبی باشه.

 

32. blood pressure

فشارخون

Drink some coffee if you feel your blood pressure is too low.

اگه احساس میکنی فشار خونت پایینه کمی قهوه بنوش.

High blood pressure increases the risk of having a heart attack.

فشار خون بالا خطر ابتلا به حمله قلبی رو افزایش میده.

 

33. Pulse

نبض، ضربان قلب

 

The doctor started the examination with taking my pulse and blood pressure.

دکتر با گرفتن نبض و فشار خون من  شروع به معاینه کرد.

He has such a weak pulse that it’s hard to feel.

اونقدر ضربانش ضعیفه که به سختی میشه اونو احساس کرد.

 

34. x-ray

عکس رادیولوژی

 

They took x-rays of my knee to make sure it wasn’t broken.

از زانویم عکس رادیولوژی گرفتند تا مطمئن بشن که نشکسته.

The doctor says that the x-ray has proved his suspicion of cancer, but I don’t believe him.

دکتر  میگه  با این عکس شکش  نسبت به ابتلا به سرطان رفع شده اما من حرفش رو باور نمیکنم.

 

35. Patient

بیمار

 

The doctor examined the patient very carefully but he didn’t find any disorder.

دکتر بیمار را با دقت معاینه کرد اما هیچ اختلالی در بدن اون مشاهده نکرد.

There were so many patients in the doctor’s surgery that I didn’t wait and I went home.

آنقدر بیمار در مطب دکتر  بود که منتظر نشدم و به خانه برگشتم.

 

36. Surgery

اتاق عمل

 

I wanted to see a doctor but the surgery was closed.

می خواستم دکتر را ببینم اما مطب تعطیل بود.

I hope they can cure me with medicine and I don’t need undergo surgery.

امیدوارم  با دارو منو معالجه کنند و نیاز به انجام عمل جراحی نداشته باشم.

 

37. Operation

عمل جراحی

 

The operation was successful but the patient died.

عمل جراحی موفقیت آمیز بود اما بیمار مُرد.

The doctor says I can hardly escape an operation.

دکتر میگه  که من بسختی میتونم از عمل جراحی فرار کنم.

 

38. operate on somebody (for something)

بخاطر …کسی را مورد عمل جراحی قرار دادن

 

He soon recovered after he was operated on for appendicitis.

پس از اینکه بخاطر آپاندیس تحت عمل جراحی قرار گرفت او خیلی زود بهبود پیدا کرد.

The doctor ordered to take my brother to hospital and they will operate on him tomorrow.

دکتر توصبه کرد که برادرم را به بیمارستان ببرم و آنها او را تحت عمل جراحی قرار خواهند داد.

 

39. operating theatre

اتاق عمل

 

The patient died on the way to the operating theatre.

بیمار در مسیر رفتن به اتاق عمل جان داد.

She felt nervous as she looked round the operating theatre.

همانطور که اطراف اتاق عمل را نگاه کرد مضطرب شد.

 

40. chemist’s (shop)

داروخانه

 

بیماریها و 41 لغت کاربردی

The doctor suggested to go to the chemist’s for the medicine straight from the surgery.

دکتر پیشنهاد کرد برای تهیه دارو مستقیم از مطب به داروخانه برم.

This syrup is also sold in the supermarket, so you don’t need to go to the chemist’s.

این شربت در سوپرمارکت هم فروخته میشه، بنابراین نیازی نیست به داروخانه بروی.

 

41. Prescription

نسخه

 

Unfortunately, the doctor forgot to sign the prescription and so the chemist refused to give me the medicine.

متاسفانه دکتر فراموش کرد که نسخه را امضا کند و بنابراین داروخانه از دادن دارو به من خودداری کرد. 

Keep this prescription even though you don’t need the medicine now; you may need it later.

این نسخه را نگه دار حتی اگه الان به این دارو نیز نداری، ممکنه بعدا بهش نیاز پیدا کنی.

 

در پایان برای تان آرزوی سلامتی دارم و دعا می کنم که هیچ گاه نیازمند بیمارستان نشوید. به قول حضرت حافظ

 

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد                 وجود نازکت آزرده گزند مباد

 

ممنون که این مقاله را مطالعه کردید. لطفا اولین کسی باشید که نظر خود را در مورد این مقاله برای ما و کاربرانمان درج می کنید.

  1. سلام . ممنون از مطالب با ارزشتان .در صورت امکان تلفظ کلمات اگر به مطالب فوق افزوده شود ، بسار بهتر خواهد بود .

  2. سلام .خدا قوت .
    مطالبتون عالی بود یکبار خوندم و یادداشت کردم که مرور کنم
    چون اصطلاح و جملاتتون کامله ..مخصوصا برای کسی که عازم خارج باشه به اینجور کلمات نیاز بیشتری داره . سپاس از زحماتتون

دیدگاه خود را ثبت کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *