تفاوت lie و lay

اگر از خیلی زبان آموزان و حتی خود بومی های انگلیسی زبان تفاوت lie و lay  رو بپرسید قطعا نمی دونن. اما نگران نباشید در این ویدیو به زبون خیلی ساده تفاوت این دو رو بررسی کنیم.

فعل lie دو معنی مختلف داره: دروغ گفتن و دراز کشیدن

 

معنی اول Lie به معنی دروغ گفتنه که یک فعل با قاعده هم هست. یعنی با اضافه کردن d به انتهای اون به گذشته تبدیل می شه. پس:

Lie, lied, lied

 

به دیکته این کلمه در مثالهای زیر دقت کنید.

(lied, lying, lies)

 

She was lying.

اون داشت دروغ می گفت.

 

lie

You lied to me.

تو به من دروغ گفتی.

 

I know he lies.

می دونم دروغ می گه.

 

کلمه lie البته اسم هم هست به معنی دروغ و اسم فاعلش هم میشه liar یعنی دروغگو.

 

How is that a white lie?

این چه دروغ مصلحتیه؟

 

You lied to me. You are a liar.

تو به من دروغ گفتی. تو یه دروغگویی.

 

You’re such a liar. You lied to me.

عجب دروغگویی هستی. تو به من دروغ گفتی.

 

Don’t lie on a regular basis.

هی دروغ نگو.

 

و اما معنی دوم lie به معنی دراز کشیدن هست که یک فعل بی قاعده هست. یعنی میگیم:

 

Lie, lay, lain

 

بعد از اون مفعول نمیاد و مترادف اون هم هست rest یا recline.

 

He lies awake at night thinking about his progeny.

اون شب دراز میکشه و در حالی که بیداره به فرزندانش فکر می کنه.

 

Go to Florida. Lie in the sun.

برو فلوریدا. زیر آفتاب دراز بکش.

 

 

He’s lying on the hospital bed, sedated.

اون الان توی تخت بیمارستان خوابیده و بهش آرام بخش زدن.

 

I lay awake at night thinking about it.

شب توی تختم بیدار دراز کشیدم و بهش فکر کردم.

 

I’ve lain awake nights, thinking of you.

شبها بیدار دراز کشیده ام و بهت فکر کرده ام.

 

و حالا میریم سراغ فعل lay که یک فعل بی قاعده هست، به معنی “قرار دادن یا پهن کردن.” به این صورت:

 

Lay, laid, laid

 

بعد از lay مفعول مستقیم میاد؛ یعنی یه چیزی یا یه کسی.

 

Why don’t you help me lay the table?

چرا به من کمک نمی کنی تا میز رو بچینم؟

 

Do you want me to lay the table?

می خوای میز رو بچینم؟

 

توجه کنید اصطلاح lay the table بریتیش هست که در امریکن می گن set the table. مثلا:

 

 

Children, please go set the table.

بچه ها، لطفا برید میز رو بچینید.

 

Lay down your weapons in front of you.

اسلحه هاتون رو بگذارید زمین جلوی پاهاتون.

 

Lay some carpet, if you know what I mean.

چند تا فرش پهن کن، اگه منظورم رو می فهمی.

 

They eat the leaves, lay eggs…

اونها برگ ها رو می خورن، تخم می گذارن

 

We lay eggs, day in, day out.

ما هر روز پشت سر هم تخم می گذاریم.

 

نکته مهم: اصطلاح   Get laid = to have sex و هیچ ارتباطی به فعل lay نداره.

 

I don’t get laid.

من سکس نمی کنم.

 

 

 

 

دیدگاه خود را ثبت کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --