اصطلاحات تصویری – ویژه اعضای الماسی

 

 

Tom always keeps his promises, so I’m sure he’ll do what he said he’d do.

تام همیشه به قولش عمل میکنه،برای همین مطمئنم کاری رو که گفته بود انجام خواهد داد.

1. in hot water

توی دردسر افتادن

 

To be in trouble; to be the object of a someone’s anger

به دردسر افتادن/  مورد غضب کسی واقع شدن

 

 Because she arrives late for work so frequently, Kim is in hot water with her boss.

چون کیم  بیشتر وقتها  دیر سرکار میرسه، مورد غضب رئیسش  قرار گرفته.

 

 

4. long time no see

خیلی وقته ندیدمت/ خبری ازت نیست!

 

At birthday party : So nice of you to join us Andrew, long time no see.’

در مهمانی تولد : اندرو ، خوشحالم که به ما ملحق شدی ، خیلی وقته ندیدمت.

 

 

3. pull someone’s leg = trick or fool someone playfully

سر به سر کسی گذاشتن، دست انداختن

 

Don’t worry. I was just pulling  your leg about moving – I’m not going anywhere.

نگران نباش.درمورد رفتن سربه سرت گذاشتم – من جایی نمیرم.

 

Robert : Hey, Sara  , I was invited to be a judge for the Miss America Beauty Pageant!

هی ، سارا ،برای داوری مراسم دختر شایسته آمریکا انتخاب شدم!

 

Sara : really?

واقعا ؟

 

Robert : Oh , no. I’m just  pulling your  leg!

اوه ،نه. فقط سر به سرت گذاشتم!

 

  1. من مهندسي مكانيك مي خونم و تا 6 ماه ديگه بايد آيلتس بگيرم. هر روز به سايتتون سر مي زنم و مطالبتون رو مي خونم واقعا مفيدن. آيا دوره اي براي آيلتس داريد؟

  2. خیلی از سایتها را جستجو کردم ولی مطالب شما انصافا از بقیه سایتها خیلی خیلی بهتره. مثلا همین مطالب رایگانتون ارزشش بیشتر از خیلی پکیجها و دوره های آموزشیه. قلبا ازتون سپاسگزارم

  3. هر چي مطالبتون رو مي خونم باز هم سير نمي شم. شما عاليييييييي هستيد. چجوري مي تونم در دوره هاي شما شركت كنم؟ من بايد تافل بدم. كتابهاي لغت بارونز و 504 و سي دي هاي نصرت رو هم كار كردم ولي هنوز آمادگي لازم رو ندارم.

    1. سلام محسن جان
      حتما در ترم جديد شركت دوره مكالمه آنلاين فرمول 1 پيش ثبت نام كنيد.

دیدگاه خود را ثبت کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --