مصدر یا اسم مصدر؟

مصدر یعنی: فعل ساده + to

 to buy

 

اسم مصدر یعنی: ing + فعل

buying

 

در انگلیسی هفت تا فعل داریم که بعد از این هفت تا فعل هم مصدر می تونه به کار بره هم اسم مصدر. نکته مهم اینجاست که بسته به این که بعد از این افعال ما مصدر به کار ببریم یا اسم مصدر، معنای جمله کلا تغییر می کنه.

 

یعنی بعد از این 7 فعل، اسم مصدر یک معنا به جمله می ده و مصدر یک معنی دیگه.

 

خب این هفت تا چی هستن؟ این افعال عبارتند از:

 

stop, regret, go on, remember, forget,  try, quit

 

1. Stop

کنار گذاشتن، ایستادن

 

اگر بعد از ‘stop’ اسم مصدر بیاریم به معنی توقف یک فعل هست. مثلا:

 

Stop writing and put your pens down.

ننویسید و خودکارها زمین.

 

 

I’ve stopped smoking years ago it’s bad for my health.

 سالها پیش سیگار کشیدن رو کنار گذاشتم – چون برای سلامتی ام بده.

 

Can you stop looking at social media? You have a big test tomorrow.

میشه دیدن شبکه های اجتماعی رو کنار بذاری؟ فردا یک امتحان مهم داری.

 

You should stop complaining about money all the time.

باید از غر و لند کردن مدام در مورد پول دست برداری.

 

وقتی بعد از ‘stop’ فعل بعدی همراه با مصدر با to بیاید به این معنی است که یک کار را متوقف ‌کردیم تا کار دیگری را انجام دهیم. مثلاً:

 

She stopped to eat lunch.

اون ایستاد تا ناهار بخوره.

 

I stoppedto havea cigarette.

ایستادم تا یک سیگار بکشم.

 

 

Jennifer stopped to speak with her boss about the convention.

جنیفر ایستاد تا در مورد جلسه با رئیسش صحبت کنه.

 

2. Regret

افسوس خوردن، متاسف بودن

 

اگر بعد از ‘regret’ اسم مصدر به کار بره به این معنی است که در مورد انجام یا عدم انجام یک چیز پشیمان هستیم.

 

I regret leaving school so young.

پشیمونم که در سن خیلی کم ترک تحصیل کردم.

 

I regrettelling you I was going to enter that singing competition!

از این که بهت گفتم که می خوام وارد اون مسابقه خوانندگی بشم پشیمونم.

 

Mary regrets choosing that university. It wasn’t a good fit for her.

مِری بابت انتخاب اون دانشگاه پشیمونه. این دانشگاه مناسبِ (درخورِ) اون نبود.

 

You’ll regret not finishing university.

بابت تمام نکردن دانشگاه پشیمان خواهی شد.

 

Alice regrets falling in love with Tom.

آلیس از این که عاشق تام شد پشیمونه.

 

 

Paria regrets moving to NYC.

پریا از رفتن به نیویورک پشیمونه.

 

اگر بعد از ‘regret’ مصدر با to بیاریم یعنی این که بابت چیزی متاسفیم. این ساختار در انگلیسی رسمی استفاده میشه و بعد از اون افعالی مثل ‘tell’, ‘say’ , ‘inform’ میاد.

 

I regret to tell you that the train has been delayed.

متاسفانه باید به اطلاعتون برسونم که قطار تاخیر داره.

 

We regret to inform you that your application has been rejected.

متاسفانه باید به اطلاعتون برسونم که تقاضای شما رد شده.

 

We regret to inform you that your flight has been cancelled.

متاسفانه باید بهتون اطلاع بدم که پروازتون کنسل شده.

 

I regret to tell you some bad news.

متاسفانه باید بهتون یک خبر بد بدم.

 

3. Go on

ادامه دادن، رفتن سراغِ

 

اگر بعد از ‘go on’ اسم مصدر بیاد به معنی ادامه پیدا کردن یک فعالیته.

 

My uncle went on working until he was 92.

عموی من تا سن 92 سالگی به کار کردن ادامه داد.

 

I can’t go on working like this – I’m exhausted.

نمی تونم اینجوری به کار کردن ادامه بدم – خسته شدم.

 

I can’t go onlivingin this tiny house.

نمی تونم به زندگی تو این خونه محقر ادامه بدم.

 

وقتی بعد از ‘go on’ مصدر با to بیاد یعنی یک فعل تمام شده و یک فعل دیگه ادامه پیدا می کنه.

 

When you’re done with your soup, you can go on to serve the main dish.

وقتی سوپتون تمام شد، می تونی غذای اصلی رو سرو کنید.

 

After making lunch, I went on to set the table.

بعد از درست کردن ناهار، میز را چیدم.

 

4. Remember

به یاد آوردن / به یاد داشتن

اگر بعد از ‘remember’ اسم مصدر استفاده کنیم یعنی از اون چیز یک خاطره در ذهنمون داریم.

 

I still rememberbeingnervous on my first day of school.

هنوز به یاد دارم که روز اول مدرسه ام دلشوره داشتم.

 

 

I remember going to the beach when I was a child.

یادم میاد وقتی بچه بودم میرفتیم کنار دریا.

 

I remember buying Julia a present.

یادمه برای جولیا یک کادو خریدم.

 

Jeff remembers living in France like it was yesterday.

جِف یادش میاد که انگار همین دیروز بود که در فرانسه زندگی می کرد.

 

اگر بعد از ‘remember’ مصدر با to استفاده بشه یعنی یادمون میاد که باید کاری را انجام بدیم.

 

I remembered to buy milk.

یادم اومد که شیر بخرم.

 

Rememberto callyour sis tonight!

یادت باشه که امشب به خواهرت زنگ بزنی!

 

Make sure you remember to pick up some sugar at the supermarket.

یادت باشه از سوپرمارکت کمی شکر بخری.

 

I’m sure I’ll remember to invite Kevin to the party. Don’t worry about it!

مطمئن ام یادم می مونه که برای مهمونی کوین رو دعوت کنم. نگران نباش!

 

5. Forget

فراموش کردن

 

استفاده از اسم مصدر بعد از ‘forget’ برای اشاره به فراموش کردن یک خاطره در زمان گذشته است.

 

I’ll never forget meeting her for the first time.

هیچ وقت اولین باری که اونو دیدم فراموش نمی کنم.

 

Ben forgot meeting Silvana at the last family gathering.

بِن فراموش کرد که در آخرین دورهمی خانوادگی، با سیلوانا آشنا بشه.

 

Ayda forgot locking the door before she left her home.

آیدا فراموش کرد قبل از رفتن از خانه اش درب رو قفل کنه.

 

استفاده از مصدر بعد از ‘forget’ برای اشاره به کاری است که باید انجام بدید یا بایستی انجام می دادید.

 

Don’t forget to call the agency at 10 o’clock this morning.

فراموش نکن که امروز صبح ساعت 10 به آژانس زنگ بزنی.

 

I forgot to bring my lunch today.

امروز فراموش کردم که ناهارم رو بیارم.

 

You forgot to set your alarm clock last night.

دیشب فراموش کردی ساعتت رو کوک کنی.

 

Mark often forgets to lock the door when he leaves the house.

مارک اغلب فراموش می کنه وقتی از خونه میره بیرون درب رو قفل کنه.

 

6. try

سعی کردن،  تلاش کردن

 

اگر بعد از try اسم مصدر به کار ببریم یعنی می خواهیم چیزی رو تست کنیم ببینیم آیا نتیجه می ده یا نه.

 

Why didn’t you try calling her on her mobile?

چرا سعی نکردی به موبایلش زنگ بزنی؟

 

My back hurts. I tried taking pain medicine but it’s not helping.

کمرم درد می کنه. خوردن مُسکن هم امتحان کردم ولی افاقه نکرد.

 

He tried going to a fitness club, but it didn’t work out for him.

اون سعی کرد به باشگاه تناسب اندام بره، اما واسش بی نتیجه بود.

 

Have you ever tried cooking fish in olive oil?

آیا تا بحال پختن ماهی در روغن زیتون رو امتحان کردی؟

 

استفاده از مصدر بعد از try در زمان “حال یا آینده” به معنی اینه که ممکنه در انجام کاری موفق نشیم.

 

 

I‘ll try to carry the suitcase, but it looks too heavy for me.

سعی می کنم این چمدون رو حمل کنم، اما به نظر برای من خیلی سنگینه.

 

 

I think you should try to learn a new language.

فکر می کنم باید سعی کنی یک زبان جدید رو یاد بگیری.

 

و استفاده از مصدر بعد از try در زمان “گذشته” به این معنیه که تلاش کردیم کاری رو انجام بدیم ولی موفق نشدیم. مثلا:

 

I tried to reach her at work, but the line was busy.

سعی کردم سرِ کار باهاش تماس بگیرم، اما خط مشغول بود.

 

I tried to lift that box but it was too heavy. Can you help me?

سعی کردم اون جعبه رو بلند کنم اما خیلی سنگین بود. می تونی کمکم کنی؟

 

7. quit

ترک کردن، رها کردن

 

I quit working for that company.

کارم رو در اون شرکت رها کردم.

 

I quit to work for that company.

کارم رو رها کردم که برای اون شرکت کار کنم.

 

 

 با شرکت در آزمون زیر، میزان یادگیری خود را از این مبحث بسنجید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه خود را ثبت کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.