فعل need و کاربردهای آن در زبان انگلیسی

در این مقاله قصد دارم در مورد فعل need و کاربردهای آن در زبان انگلیسی براتون بگم. فعل Need یک فعل نیمه مداله. به این معنا که هم نقش فعل اصلی رو داره هم نقش فعل کمکی.

 

 

 

 

 

 

 

در نقش فعل اصلی

در نقش فعل اصلی به معنای نیاز داشتن هست. و بعد از اون سه ساختار داریم:

  1. اسم
  2. مصدر با to
  3. فعل ing- دار

 

Do you need any help?

کمکی نیاز دارید؟

 

He needs our help.

اون به کمک ما نیاز داره.

 

فعل need و کاربردهای آن در زبان انگلیسی

You don’t really need a car.

واقعا به ماشین نیازی نداری.

 

Most people need to feel loved.

اغلب افراد نیاز به دوست داشته شدن دارند.

 

This room needs cleaning.

این اتاق به نظافت احتیاج داره.

 

 

نکته: وجود فعل ing- دار بعد از need مفهوم مجهول به جمله می دهد.

 

This room needs to be cleaned.

 این اتاق نیاز به تمیز کازی داره.

 

 

در نقش فعل کمکی

 

فعل need در نقش فعل ناقص به معنای “لازم بودن” ضرورت داشتن” هست و در زمانهای حال و آینده بکار می رود.

 

نکته 1: need در جملات مثبت و سوالی کمتر استفاده میشه. در عوض از need to استفاده می شود. مثال:

 

Does she need to go out for a walk?

آیا اون واقعا نیاز داره برای قدم زدن بیرون بره ؟

 

فعل need و کاربردهای آن در زبان انگلیسی

Mary needs you to help her with the cooking.

مری برای آشپزی به کمکت نیاز داره.

 

فرم منفی:

 

کاربرد need در جملات منفی خیلی متداول هست. در این جملات:

Needn’t = don’t/ doesn’t need to

 

You needn’t take off your shoes. (don’t need to)

نیازی نیست کفشهاتونو در بیارید.

 

He needn’t ask my permission. (doesn’t need to)

اون نیازی به اجازه من نداره.

 

They needn’t make such a fuss over it. (don’t need to)

نیازی نیست سر این موضوع این قدر قشقرق راه بندازن.

 

نکته 2: فعل Need بعد از فاعل سوم شخص به s- نیاز ندارد.

 

نکته 3: گاهی اوقات کلمه Need در نقش فعل کمکی همراه با hardly (به ندرت) به کار می رود. که معنای اون میشه “نیازی نیست که.

 

We need hardly say that we are very grateful.

نیازی نیست بگم که چقدر سپاسگزاریم.

 

I need hardly remind you that this information is confidential.

نیازی نیست بگم که این اطلاعات محرمانه است.

 

کلمه Need با only هم به کار میره. که معنیش میشه “فقط کافیه که.

 

فعل need و کاربردهای آن در زبان انگلیسی

You need only sign this paper and I’ll do the rest.

کافیه این برگه رو امضا کنی من خودم بقیه اش رو انجام میدم.

 

 

در اغلب موارد در ابتدای جمله یکی از این عبارتهای منفی وجود دارد:

no one, nobody, nothing

 

Nobody need know the name of the person who made the complaint.

نیازی نیست کسی نام شخصی که شکایت کرده رو بدونه.

 

فرم سوالی:

 

در فرم رسمی Need در نقش فعل کمکی در ابتدای جمله قرار می گیرد و نیازی به افعال کمکی do/does/did نیست.

 

Need we wait any longer?

نیازی هست بیشتر از این منتظر بمونیم؟

 

نکته 4: در پاسخ مثبت  باید از must استفاده کنیم.

 

No, you needn’t.

Yes, you must.

 

البته اگر از need در نقش فعل اصلی استفاده کنیم در ابتدای جمله از افعال کمکی do/does/did استفاده می کنیم.

 

Need it be so dark in here? (formal)

آیا نیازه اینجا اینقدر تاریک باشه؟ (رسمی)

 

Does it need to be so dark in here? (Informal)

آیا نیازه اینجا اینقدر تاریک باشه؟ (غیر رسمی)

 

Need she go? (Formal)

نیازه که اون بره.

 

Does she need to go? (Informal)

نیازه که اون بره.

 

فرم گذشته:

 

فعل need فرم گذشته ساده ندارد. برای منفی کردن آن از didn’t have to یا didn’t need to  استفاده می کنیم. مثلا:

 

فعل need و کاربردهای آن در زبان انگلیسی 

I didn’t need to buy any books. They were all in the library.

مجبور نبودم هیچ کتابی بخرم. کتابخانه همه شو داشت.

 

I didn’t have to buy any books. They were all in the library.

مجبور نبودم هیچ کتابی بخرم. کتابخانه همه شو داشت.

 

نکته 5: برای بیان کاری در گذشته که لزومی نداشته انجام شود اما انجام شده از ساختار زیر استفاده می کنیم.

 

Needn’t have +p.p

این دو جمله را با هم مقایسه کنید:

 

You needn’t have lost your temper (but you did).

نیازی نبود از کوره در بروی (ولی در رفتی).

 

You didn’t need to lose your temper (so you didn’t).

نیازی نبود از کوره در بروی (پس در نرفتی).

 

 

We needn’t have wasted our time and energy on that project. (but we did).

نیازی نبود وقت و انرژی مون رو روی اون پروژه هدر بدهیم (اما دادیم).

 

We didn’t need to waste our time and energy on that project (so we didn’t).

نیازی نبود وقت و انرژی مون رو روی اون پروژه هدر بدهیم (پس ندادیم).

 

 

Can I ask why you’ve changed your mind please?

میشه لطفا بپرسم چرا نظرتون عوض شد؟

 

The customers started pouring in, as soon as the doors opened!

به محض این که درها باز شد، مشتریها یهو ریختن داخل.

 

I couldn’t decide which one to buy, so I ended up buying both of them.

نمی تونستم تصمیم بگیرم کدوم رو بخرم. بلاخره تصمیم گرفتم هر دو را بخرم.

 

I need to buy a gift for my friend, his birthday is coming up.

باید برای دوستم یک کادو بخرم، تولدش نزدیکه.

 

 

مطالب بیشتر گرامر رو از این قسمت ببینید. لطفا نظرتون رو در بخش نظرات برای من بنوییسد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. Hi dear teacher,your new recent grammar points about “need”were so practical and unique.thanksfor your obligation

دیدگاه خود را ثبت کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --