نوشته‌ها

لغات پیشرفته انگلیسی: ۱۶ لغت برای صحبت کردن

yell / shout / scream / shriek= فریاد زدن

در موارد زیر از این افعال استفاده می شود:
  • صدا زدن کسی که در فاصله دور ایستاده است.
“The soccer coach shouted instructions to the players on the field.”
مربی فوتبال با فریاد دستورات را به بازیکنان اعلام می کرد.
  • عصبانیت
“I saw you and Tom yelling at each other yesterday. ”
دیروز تو و تام رو دیدم که سر هم داد می زدید.
  • ترسیدن یا شگفت زده شدن
“Barbara shrieked when she found a giant spider in her bed.”
وقتی باربارا یک عنکبوت بزرگ در رختخواب خودش دید جیغ زد.
  • موقع درد کشیدن
“The little boy started screaming when he accidentally closed his finger in the car door.”
وقتی انگشت پسرک لای درب اتومبیل موند جیغ کشید.

 

cheer = هورا کشیدن  

“Everyone cheered when the Brazilian team scored a goal.”
بعد از گل تیم برزیل همه هورا کشیدن

whisper = پچ پچ کردن

mumble = زیر لب سخن گفتن

“My son mumbled an apology to my daughter after breaking her favorite toy.”
پسرم بعد از شکستن اسباب بازی مورد علاقه دخترم زیر لب از او معذرت خواهی کرد.

mutter / murmur/ grumble = غرغر کردن

“He left the store muttering about the terrible customer service.”
او غرغرکنان از وضعیت افتضاح خدمات به مشتریان،فروشگاه را ترک کرد.

 

whine = ناله و شکایت کردن

“My kids started whining when I told them they couldn’t watch TV until they had finished their homework.”
بعد از اینکه به بچه ه گفتم تا تکالیفتون رو تمام نکنید نمی تونین تلوزیون تماشا  کنید شروع به نالیدن کردن.
(“But mooooom, that’s not faaaaiiir, I’ll miss my favorite prograaaaam!”)
آخه ماماااااااااااان، بی انصافیهههههههههههههه، تااون موقع دیگه برنامه تمااااااااااااااااااااام شده.

 

ramble = حرف بی ربط زدن

“You shouldn’t ramble during a job interview. Try to keep your answers concise and relevant.”
نباید در حین مصاحبه کاری حرف بی ربط بزنی. سعی کن دقیق و مرتبط صحبت کنی.

chat = اختلاط کردن- گپ زدن

“The teacher was chatting with a few students in the hallway.”
معلم داشت با چند تا دانش آموز در راهرو صحبت می کرد.

 

stutter / stammer = با لکنت زبان صحبت کردن

gossip = غیبت کردن

“My neighbor loves to gossip – I think she’s got some dirt on everyone who lives in this apartment building.”
همسایه من عاشق غیبت  کردنه- فکر کنم از تمام کسانی که در این ساختمون زندگی می کنن آتو داره.

 

 snap at (someone) = داد و بیداد کردن

There’s no need to snap at me – it’s not my fault that you lost your wallet.
چرا سر من داد و بیدا دمیکنی- تقصیر من چیه که تو کیف پولتو گم کردی؟