۱۰ عبارت انگلیسی در مورد هیجان بیش از حد

۱. “My boss hit the ceiling when I told him I’d lost the documents.”

وقتی به رییسم گفتم که اسناد رو گم کردم از کوره در رفت.

( بجای اصطلاح “hit the ceiling”  می توان از دو اصطلاح “go ballistic” و “blow a fuse.” نیز استفاده کرد.)

۲.  “I’m dying to see the new movie.”

خیلی دلم می خواد این فیلم جدید رو ببینم.

۳. “Going to the World Cup Final was a dream come true.“

رفتن به فینال جام جهانی رویایی بود که به حقیقت پیوست.

۴. “My heart sank when I saw my test grade – I got a 54.”

وقتی نمره امتحانم رو دیدم دلم هری ریخت – ۵۴ گرفتم.

۵. “We were on pins and needles waiting to hear if we won the contest.”

وقتی منتظر شنیدن خبر برد یا باخت مسابقه بودیدم دل ما مثل سیر و سرکه می جوشید.

۶. “I’m kicking myself for not booking the flight yesterday – the price just went up $200.”

افسوس می خورم که چرا دیروز بلیط پرواز رو رزرو نکردم – قیمت بلیط الان شده ۲۰۰ دلار.

بعد از این اصطلاح فعل به صورت –ING به کار  می رود.

۷. “I was shaking like a leaf after I heard an explosion on the train.”

وقتی خبر انفجار در قطار رو شنیدم داشتم مثل بید می لرزیدم.

۸. “I’m pumped about the concert this weekend – it’s gonna be awesome!”

بخاطر کنسرت این هفته خیلی ذوق زده هستم – حتما خیلی فوقالعاده خواهد بود.

۹. “I was floored by all the help we received after our son was in a serious accident.”

بعد از تصادف ناجوری  که پسرم  داشت از این همه کمکی که به ما شد حیرت زده شدم.

۱۰. “It drives me up the wall when people answer their cell phones in English class.”

وقتی افراد سر کلاس انگلیسی جواب موبایلشون رو می دن عصبی می شم.

بجای این اصطلاح می توان از اصطلاح “drives me crazy” و “drives me nuts.” نیز استفاده کرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *