4 کاربرد فعل DO

1. به عنوان فعل کمکی

 

You don’t answer your phone.

تو به تلفنت جواب نمی دی.

 

Do you like apples?

آیا سیب دوست داری؟

 

Don’t speak to your mother like that!

اینجوری با مادرت صحبت نکن.

 

2. برای تاکید فعل اصلی

 

I do like your new jacket!

کاپشن جدیدت رو خیلی دوست دارم.

 

Do come and have dinner with us some time.

حتما یه وقتی بیا باهامون شام بخور.

 

Do stop talking, Harry! You’re boring everybody!

هری این قدر حرف نزن! حوصله همه رو سر بردی!

 

Do stop talking about that blasted bear.

این همه در مورد اون خرس لعنتی حرف نزن.

 

I do like gifts.

هدیه رو خیلی دوست دارم.

 

I do like computers.

کامپیوتر خیلی دوست دارم.

 

3. به عنوان فعل اصلی

 

It’s your turn to do the dishes, fellas.

آقایون، نوبت شماست که ظرفها رو بشورید.

 

Tell me mom, how much washing-up do you think you could do without washing-up liquid?

مامان بهم بگو، فکر می کنی چقدر می تونی بدون مایع ظرفشویی ظرف بشوری؟

 

You know, we can do the laundry here, Vin.

می دونی وین، اینجا می تونیم لباس بشوریم.

 

Do the bed.

تخت خواب را مرتب کن.

 

  • خوندن یک رشته یا درس

 

A: What did you do at university?

توی دانشگاه چی خوندی؟

 

B: I did French.

زبان فرانسه خوندم.

 

All children have to do English in primary school.

همه بچه ها باید در مدرسه ابتدایی انگلیسی بخونن.

 

  • شرکت در یک فعالیت

 

I did a lot of mountain-climbing when I was younger.

وقتی جوانتر بودم زیاد کوهنوردی می رفتم.

 

  • تمیز کاری و مرتب کردن

 

The cleaner was doing my room when I came back.

وقتی برگشتم، نظافتچی داشت اتاقم رو تمیز می کرد.

 

I’ll just do my hair and then I’ll be ready.

موهام رو درست می کنم و دیگه آماده ام.

 

Someone’s gonna do my hair and makeup, right?

یه نفر می خواد موهای منو درست کنه و آرایشم کنه، درسته؟

 

  • کافی و مورد قبول

 

A few sandwiches will do me for lunch.

چند تا ساندویچ برای ناهارم کافیه.

 

A: What size bag do you need?

کیف چه اندازه ای نیاز دارید؟

 

B: A small one will do. (a small one is enough/acceptable)

یک کوچیک خوبه.

 

  • درست کردن یک غذای خاص

 

I was thinking of doing a pizza tonight.

داشتم فکر می کردم که امشب یک پیتزا درست کنم.

 

  • مواد مخدر مصرف کردن

 

 He says he’s never done hard drugs in his life.

اون میگه هیچ وقت تو عمرش مواد مخدر سنگین مصرف نکرده.

 

Do you guys do random drug testing?

بچه ها آیا شما تست اعتیاد رندوم می گیرید؟

 

  • دیدن از یک مکان توریستی

 

 Let’s do the Eiffel Tower today.

بیا امروز بریم برج ایفل رو ببینیم.

 

4. اسم

 

  • مهمونی

 

We’re having a bit of a do to celebrate Pam’s birthday.

می خواهیم یه جشن کوچولو برای تولد پم بگیریم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه خود را ثبت کنید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --