5 راه تضمینی برای یاد نگرفتن زبان انگلیسی

سلام به شما دوست خوبم. احتمالاً شما دوست عزیز که الان در حال خواندن مقاله ۵ راه تضمینی برای یاد نگرفتن زبان انگلیسی هستید خیلی دوست دارید که به زبان انگلیسی مسلط شوید. اما پیشرفت چندان چشمگیری نمی کنید.

 

راستی چرا تسلط به زبان انگلیسی تا این حد غیر ممکن به نظر می رسد؟ براساس تجربه تدریس بیش از ده سال متوجه شده ام که زبان آموزان غالباً 5 راه تضمینی برای یاد نگرفتن زبان انگلیسی را مرتکب می شوند که مانع موفقیت شان می شود.

اگر شما هم در یادگیری زبان انگلیسی پیشرفت چندانی حاصل نمی کنید احتمالاً مرتکب یکی یا همه این پنج اشتباه می شوید. این اشتباهات را کنار بگذارید تا بتوانید با اعتماد به نفس به انگلیسی صحبت کنید.

 

1-  صبر کردن برای پیدا کردن فرصت، متد و … مناسب
اغلب وقتی از افراد در خصوص تصمیم شان برای شروع یادگیری زبان انگلیسی سؤال می کنم می گویند: “باشه در یک فرصت مناسب”

برخی دیگر فکر می کنند برای یادگیری زبان انگلیسی حتما باید در یک کشور انگلیسی زبان تحصیل کنند. یا مثلاً می گویند فعلاً این مدرکم را بگیرم بعد حسابی وقت می گذارم و زبان انگلیسی را یاد می گیرم.

 

راستش همه ی اینها بی فایده است. با این همه منابع رایگان در اینترنت و شبکه های اجتماعی به نظرم کم لطفی است که روزانه چند دقیقه برای یادگیری زبان وقت نگذاریم! پس از همین امروز شروع کنید!

 

اگر منتظر رسیدن زمان مناسب هستید معنی اش این است که اصلاً نمی خواهید روی یادگیری زبان متمزکز شوید. جملاتی مثل “فعلاً وقت ندارم” بهانه ای بیش نیست. شما در شبانه روز 24 ساعت زمان دارید (مگر اینکه در کُره دیگری غیر از این کُره ی خاکی زندگی کنید!)

 

و اگر نمی توانید هنوز برای یادگیری زبان فقط 5 دقیقه وقت بگذارید، دلیلش مشغله بیش از حد نیست. دلیلش صرفاً این است که نمی خواهید. توصیه می کنم همان طور که در مقاله قبل هم گفتم به دنبال “چرا” بگردید و دلیل واقعی تان را از یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک هدف، مشخص کنید.

 

راهکار عملی
کمی فکر کنید و ببینید اگر در سال 2020 به زبان انگلیسی مسلط نباشید زندگی تان چه وضعیتی خواهد داشت؟ به عکس این وضعیت نیز فکر کنید. بعد روزانه حداقل 5 دقیقه وقت برای تمرین زبان انگلیسی اختصاص دهید.

 

آموزش های رایگان، دوره های آموزشی، خواندن یک کتاب و یا هر چیز دیگری را که صلاح می دانید شروع کنید. این تمرین را می توانید هنگام پیاده روی، قبل از خواب، موقع رانندگی و … انجام دهید.

 

2- ایمان نداشتن به قدم های کوچک
یک تفکر اشتباه این است که برای یادگیری زبان به طور جدی حتماً به معلم و کلاس نیازمندیم. این اندیشه به دلیل آموزشهای است که در مدرسه به ما یاد داده اند.

 

راستش من خودم اعتقاد چندانی به سیستم خسته کننده مدارس ندارم. در واقع افراد بسیاری را از زبان آموزان خودم می شناسم که برای تسلط به زبان انگلیسی از هر ابزاری استفاده کرده اند الا متد های خسته کننده و سنتی مدرسه!

 

برای تسلط به زبان انگلیسی نیازی به خواندن انگلیسی کتابی و یادگیری خروار ها نکته ریز و درشت گرامری ندارید.

 

راهکار عملی
شاید تا به حال فکر می کردید که یادگیری زبان انگلیسی با استفاده از منابعی که به آنها علاقه دارید مثل سریال های موثر آموزشی، فیلم ها و آهنگ ها را نوعی اتلاف وقت دانسته اید. اما راستش این شیوه واقعا معجزه کننده است!

 

سعی کنید عمیقاً از این منابع یاد بگیرید و هر چه را یاد می گیرید بارها تکرار کنید! این شیوه را حتما امتحان کنید. قول می دهم ضرر نمی کنید!

 

3- استفاده از منابع غلط
متاسفانه بسیاری از منابع آموزشی در سایت ها بسیار خسته کننده اند. ناچار نیستید فقط از یک سری درس ها یا مطالب خاص استفاده کنید.

 

راهکار عملی
باید مشتاقِ تمرین کردن باشید. اگر منابعی که استفاده می کنید خسته کننده هستند چگونه می خواهید برای تمرین کردن اشتیاق کافی داشته باشید؟

 

پاسخ ساده است: منابعی را پیدا کنید که شما را به هیجان بیاورد. منابعی که علاقه شما را به زبان انگلیسی تحریک کند. مثلاً اگر به فوتبال علاقه مندید در فیسبوک عضو گروه های شوید که طرفدار تیم مورد علاقه شما هستند. سپس در بحث های گروهی شرکت کنید.

 

به طور کلی به دنبال محتوایی باشید که به خواندن و شنیدن در موردش علاقه مند باشید و سعی کنید این موارد را در تمرین استفاده کنید.

 

4- ترسیدن از اشتباهات بزرگ
یادگیری مهارت هایی مثل حسابداری، تدریس،رانندگی، خوانندگی و … به آزمون و خطا نیازمند است. یادگیری زبان انگلیسی نیز از این قاعده مستثنی نیست. اغلب زبان آموزان سعی می کنند همه چیز را در مورد لغات، اصطلاحات، دستورزبان و … بدانند.

 

چون فکر می کنند اگر این کار را انجام ندهند نمی توانند قدم بعدی را بردارند. اگر سعی کنید که همیشه صد در صد یک چیز را یاد بگیرید مغزتان منفجر شده و دیگر نمی توانید انگلیسی صحبت کنید.

 

راهکار عملی
تا جایی که می توانید صحبت کنید و بنویسید. اصلا هم نگران اشتباه کردن نباشید. به نظر من “زبان” یک هنر است. هر فرد دارای شخصیتی منحصر به فرد است و این شخصیت در بیان فرد هویداست. افراد بومی زبان هم دائماً در کاربرد انگلیسی دچار اشتباه می شوند. پس من و شما به عنوان یک فرد غیر بومی زبان چطور انتظار داریم که هیچ گاه دچار اشتباه نشویم؟!

 

پس هرگز اجازه ندهید کمال گرایی مانع از پیشرفت شما شود. هر چه بیشتر تمرین کنید، قوی تر می شوید.

 

5- نداشتن حامی
من شخصا معتقدم اولین چیزی که باید در یادگیری زبان به آن توجه کنید عبارتست از ورودی های قابل درک – یعنی تمرکز زیاد روی لیسنینگ و ریدینگ. برای این منظور هم باید ببینید کدام سبک از این ورودی ها را دوست دارید.

 

سپس این ورودی ها را بر اساس سطح خود انتخاب کنید. مطالبی مناسب سطح شما هستند که حداقل 70 درصدشان را بفهمید. البته در کنار لیسنینگ باید به تمرین اسپیکینگ هم بپردازید.

 

از تجارب افرادی که انگلیسی را خوب صحبت می کنند استفاده کنید و ببینید آیا روش یادگیری آن ها برای شما مناسب هست یا نه. همچنین حتما از معلم تان بخواهید که به شما منابع یادگیری را معرفی کند زیرا این یکی از چیز هایی است که معلم تان باید به عنوان وظیفه انجام دهد.

 

نتیجه گیری :
پس به طور کلی هرگز منتظر فرصت ایده آل برای یادگیری زبان انگلیسی نباشید. زیرا هرگز این زمان فرا نخواهد رسید.

 

اگر به یادگیری زبان انگلیسی علاقه مند نیستید یا نمی خواهید به اهمیت یادگیری زبان انگلیسی اعتراف کنید دلیلش می تواند این باشد که هنوز نمی دانید چگونه به شیوه ای جذاب، اثر گذار و مفید انگلیسی را یاد بگیرید.
طرز نگاه خود را نسبت به انگلیسی تغییر دهید.

 

انگلیسی را زندگی کنید. از منابعی استفاده کنید که به شما هیجان بخشیده و خنده بر لبانتان جاری می سازند. یادتان باشد در این مسیر باید صبور باشید. پیشرفت به تدریج حاصل می شود. اما فقط بر “امروز” تمرکز کنید و نهایت تلاش خود را بکنید. صبر به استمرار و استمرار منجر به موفقیت می شود!

 

به نظر شما چه مورد دیگری وجود دارد که در این مقاله به آن اشاره نشده است؟ چه عامل دیگری به غیر از این ۵ راه تضمینی برای یاد نگرفتن زبان انگلیسی مانع شما برای تسلط به زبان انگلیسی است؟ لطفا نظر خود را در انتهای همین صفحه برای من بنویسید.

کیش و مات غول انگلیسی در 3 حرکت

آیا تا بحال این احساس به شما دست داده که هیچ وقت انگلیسی را یاد نخواهید گرفت؟ تا بحال چند بار کلاس های آموزشگاه، معلم خصوصی را امتحان کرده اید ولی نتیجه ای نگرفتید؟ یا شاید هم داستانهای انگلیسی خوانده اید و البته لیسنینگ و اسپیکینگ تان هم کمی بهتر شده، ولی در انجام مکالمات در موقعیت های واقعی با مشکل مواجه اید و خلاصه عملا خود را در همان پله اول می بینید.

 

در این مقاله به شما روشی آموزش می دهم که می توانید با سه حرکت غول انگلیسی را کیش و مات کنید. برای این منظور باید به سه سوال اساسی پاسخ دهید.

 

سؤال 1:
چه می خواهم؟

قبل از اینکه در هر دوره آموزش زبان انگلیسی شرکت کنید، باید ببینید دقیقا دنبال چه چیزی هستید.
وقتی در مشاوره هایم از برخی مراجعین سوال می کنم که از یادگیری زبان انگلیسی دنبال چه چیزی هستید، عموماً پاسخ می دهند”می خواهم انگلیسی ام بهتر شود.”

این پاسخ کافی نیست. باید ببینید دقیقاً می خواهید در کدام یک از مهارتهای اسپیکینگ، رایتینگ، لیسنینگ یا ریدینگ بهتر شوید. تا چه اندازه می خواهید بهتر شوید؟ ظرف چه مدتی می خواهید به این نتایج برسید؟ آیا می خواهید در آزمونی خاص شرکت کنید؟ می بینید شفافیت در اهداف معادل قدرت است!

 

سؤال 2:
چرا می خواهم ؟

سؤال دوم این است که ببینید چرا می خواهید زبان انگلیسی را یاد بگیرید؟ این دلیل می تواند شخصی یا درونی باشد. یادگیری زبان انگلیسی صرفاً به خاطر امنیت شغلی، نمی تواند از نظر شخصی دلیلی کافی باشد.

این دلیل به منظور جلوگیری از رخ دادن یک نتیجه منفی است. بجای اینکه از پیش آمدن یک نتیجه منفی جلوگیری کنید، سعی کنید به چیزهایی فکر کنید که در نتیجه یادگیری زبان انگلیسی عایدتان می شود.

 

استقلال مالی، جایگاه شغلی بهتر، ایجاد ارتباطات قوی تر با افراد موثرتر، کسب درآمد بهتر، خرید اتومبیل بهتر، مسافرت های خارجی و … همه جزء دلایل شخصی و درونی برای یادگیری زبان انگلیسی هستند.

 

دلیلی که در پس انجام هر کاری وجود دارد از نتایجی که دنبال به دست آوردنش هستیم به مراتب خیلی مهم ترند. چرا؟ زیرا اگر فقط روی نتایج تمرکز کنید، وقتی به طور کامل به آن اهداف نرسید پاک ناامید شده یا اینکه کلا از مسیر یادگیری زبان انگلیسی منحرف می شوید.

 

“چرا” شما هیچ وقت تحت تأثیر شرایط بیرونی قرار نمی گیرد. هر قدر “چرا” شما از بار احساس بیشتری برخوردار باشد بهتر است. فکر کردن به این موضوع که یادگیری زبان انگلیسی تا چه میزان می تواند به آینده خانواده، سطح رضایت و شادی شما از زندگی و … کمک کند می تواند تا حد زیادی به حفظ انگیزه و تمرکز تان برای رسیدن به اهداف کمک کند.

 

کیش و مات غول انگلیسی در 3 حرکت

سؤال 3:
چطور می خواهم این کار را بکنم؟

در این مرحله به طراحی برنامه می رسیم. یعنی مشخص می کنیم که برای رسیدن به اهدافمان چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم.

 

خب، احتمالاً می گوئید ابتدا باید یک معلم بگیرم. بله درست است، اما گرفتن معلم همه ماجرا نیست. تعیین تمرینات روزانه، منابع درست، برنامه زمان بندی شده و مهلت زمان رسیدن به این اهداف نیز ضروری است.

بدون برنامه پیشرفت چندانی نخواهید داشت. اگر به دنبال نتایج عالی هستید باید برنامه روزانه اجرای داشته باشید. زیرا بدون تمرین روزانه نمی توانید به سرعت پیشرفت کنید.

 

می بینید که با یافتن منابع و سایت های مناسب و ایجاد مهارت های یادگیری قدرتمند یادگیری زبان انگلیسی چندان هم سخت نیست.

 

یادتان باشد جمله “وقت ندارم” بهانه ای بیش نیست. زیرا هر فرد می تواند در برنامه روزانه خود حداقل 10 دقیقه برای یادگیری زبان انگلیسی وقت پیدا کند. زمان رفتن به محل کار، ساعت ناهار، زمان ورزش در باشگاه، هنگام رانندگی و … نمونه هایی هستند که می توانید زمان لازم را برای تمرین زبان انگلیسی پیدا کنید.

 

قول می دهم اگر با خودتان خلوت کنید و صادقانه “چرا” مهم خود را بنویسید، آن گاه برای یادگیری وقت هم پیدا خواهید کرد.

 

سخن آخر اینکه …
1- هر یک ماه یا دو ماه یکبار سؤال “چرا می خواهم یاد بگیرم؟” را مجددا ارزیابی کنید. زیرا ممکن است پاسخ شما به این سوال تغییر کرده باشد. (که البته امری است طبیعی!)

 

2- هرگاه نا امید می شوید یا تمرکزتان را از دست می دهید(که قطعاً می شوید) به خودتان یادآوری کنید که چرا می خواهید زبان انگلیسی را یاد بگیرید. به لایه های عاطفی که در پس این پاسخ وجود دارد فکر کنید. ببینید که وقتی به این اهداف برسید چه احساسی خواهید داشت و دیگران چه تأثیری از این موضوع خواهند گرفت.

 

3- وقتی دوره مناسبی پیدا کردید از هر فرصتی برای صحبت کردن استفاده کنید. “زبان” اجتماعی است نه انفرادی. پس برای بهبود اسپیکینگ باید اجتماعی باشید. با قدم های کوچک آغاز کنید تا قدم های بعدی برایتان آسان تر شوند.

 

4- و بالاخره اینکه نگذارید دیگران شما را از مسیرتان منحرف کنند. رعایت این سه گام به شما کمک می کند تا انگیزه خود را حفظ کنید و در مسیر درست باقی بمانید تا بالاخره به هدفتان برسید. روشی که در این مقاله گفته شد را می توانید در هر بخش از زندگی خود به کار بگیرید. هر چه از این روش بیشتر استفاده کنید کاربرد آن برایتان آسان تر خواهد شد.

۵ اشتباه کُشنده – اشتباه شماره ۱

اگر در دوره رایگان 7 روزه ما شرکت کرده اید یا کتاب چهار راز یادگیری زبان و یا مقالات دیگر سایت ما را دنبال کرده باشید، می دانید که توصیه نمی کنم خیلی زمان خود را به یادگیری گرامر اختصاص دهید مگر این که به گرامر علاقه داشته باشید.

زیرا معتقدم تصویر بزرگتر در مکالمه زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری عبارتست از اسپیکینگ و لیسنینگ، یعنی دو مهارتی که برای ایجاد ارتباط به آن نیازمندید. موارد دیگری مثل گرامر در حاشیه قرار می گیرند و فرع هستند نه اصل! یادگیری گرامر باید به صورت طبیعی اتفاق بیفتد، اما بد نیست هر چند از گاهی مواردی از گرامر را که در آن مشکل دارید چک کنید تا بتوانید در یادگیری زبان انگلیسی سریع تر پیشرفت کنید.

 

در این مقاله و مقالات آینده به معرفی پنج اشتباه رایج اغلب زبان آموزان می پردازم. توجه به همین پنج اشتباه و تصحیح آن ها در مکالمات و نوشتار به شما کمک می کند تا زبان آموز بسیار قدرتمند تری باشید. و اما اولین اشتباه چیست؟

 

اشتباه شماره 1:
اولین اشتباه شامل دو عبارت است که زبان آموزان غالبا این دو را با هم دیگر اشتباه می کنند. عبارت اول برای بیان واقعیت هایی است که مربوط به زمان گذشته می شوند. این عادات و موارد دیگر در زمان حال وجود ندارند. عبارت دوم مربوط به یک احساس (در زمان حال، گذشته، آینده ) است. یعنی صحبت در مورد مواردی که برایمان عادی و آشنا هستند.

 

الف) ساختار عبارت اول :

فعل ساده + used to / use to

مثال :

Mary’s grandpa used to live in the forest over a tree.

پدربزرگ مری روی درختی در جنگل زندگی می کرد.

 

Christine used to eat meat, but now she is a vegetarian.

کریستین قبلا گوشت می خورد، اما حالا گیاه خوار است.

 

That supermarket didn’t use to be here.

اینجا قبلا سوپرمارکت وجود نداشت.

 

Where did Shima use to live?

شیما قبلا کجا زندگی می کرد؟

 

نکته مهمی که باید توجه داشته باشید این است که :

  • بعد از “to” از فعل ساده استفاده می شود یعنی ing وجود ندارد.
  • قبل از used to از فعل “to be ” استفاده نمی شود.
  • use و used را می توان به دلخواه استفاده کرد. اما در اسپیکینگ فقط از use و در رایتینگ فقط از used to استفاده می شود.

 

ب) ساختار عبارت دوم :

اسم + to be + used to/ use to

همانطور که گفتم این عبارت برای صحبت در مورد مواردی که برایمان عادی و آشنا هستند در زمان حال، گذشته یا آینده به کار می رود. بسیاری از زبان آموزان به این تفاوت مهم توجه نمی کنند. پس خوب به این تفاوت دقت کنید!

 

مثال :

1. Are you used to the cold climate?

آیا به این آب و هوای سرد عادت دارید؟

 

2. He’s not used to working at night, so he sometimes falls asleep.

او به کار کردن در شب عادت نداره، بنابراین بعضی وقتها خوابش می گیره.

 

3. We aren’t used to this crowded city.

ما به این شهر شلوغ عادت نداریم.

 

4. I wasn’t used to working such long hours when I started my new job.

وقتی کار جدیدم را شروع کردم عادت نداشتم ساعت های طولانی کار کنم.

 

5. You will soon be used to living alone.

به زودی به تنهایی زندگی کردن عادت خواهی کرد.

 

6. I have been used to snakes for a long time.

خیلی وقته مارها برایم عادی شده اند.

 

دو نکته مهمی که در این ساختار باید به آن توجه کنید:

  • همه مثال ها دارای فعل ” to be” هستند.
  • بعد از “to” از فعل استفاده نشده است. یعنی یا یک چیز / شخص است یا فعل –ing دار.

و نکته پایانی اینکه می توانید فعل get را در عبارت دوم به “to be ” یا “will” اضافه کنید. مثال :

She is getting used to it.

اون داره بهش عادت می کنه.

 

Since the divorce, she has become very sad. But I think she‘ll get used to her new life.

اون از زمان طلاقش خیلی غمگینه. اما فکر می کنم به زندگی جدیدش عادت خواهد کرد.

 

پس بطور خلاصه :

فعل + used to / use to + فاعل

مثال)

I used / use to go hiking on Fridays.

روز های جمعه به پیاده روی می رفتم.

 

اسم + (am / was / will/have + used to (use to + فاعل

مثال)

He is not used to getting up early in the morning.

او عادت ندارد صبح زود از خواب بیدار شود.

سه روش حفظ انگیزه برای یادگیری زبان انگلیسی

در این مقاله به سه روش حفظ انگیزه برای یادگیری زبان انگلیسی می پردازیم. اگر شما هم مثل من باشید برایتان خیلی سخت است که هنگام یادگیری یک زبان دائماً انگیزه خود را حفظ کنید.
همانطور که می دانید برای آنکه به سطح مطلوبی از تسلط به یک زبان برسید باید سال ها زحمت بکشید. خب سوال این است که چطور در طی این همه سال انگیزه مند باقی بمانیم؟

 

احتمالاً یک دوره یا محصول آموزشی را خریداری می کنید و با اشتیاق تمام به نتایجی که در پایان دوره یا محصول آموزشی به دست خواهید آورد فکر می کنید.

هفته اول با جدیت تمام به بررسی و مطالعه مطالب می پردازید. بعد هفته دوم یک مورد دیگر پیش می آید و به آن مورد هم می پردازید و حالا علاقه تان نصف می شود. و بالاخره چند هفته بعد کلاً انگیزه و علاقه خود را از دست می دهید و با بایگانی کردن آن محصول یا دوره در هارد کامپیوتر خود برای همیشه با زبان انگلیسی خداحافظی می کنید.(هر چند با خود می گوئید فعلاً وقت ندارم باشد برای بعد اما این بعد هیچ گاه از راه نمی رسد!)

 

در این جا به معرفی سه راهکار عملی می پردازیم که به شما کمک می کند تا انگیزه خود را در طول مسیر یادگیری زبان انگلیسی حفظ کنید.

 

1- یک کار خیلی ساده انجام دهید.

 

آیا تا به حال دقت کرده اید که چرا برای انجام کارهای مهم این قدر مقاومت به خرج می دهیم؟دلیل این امر به مغز ما بر میگردد. زیرا مغز ما اساساً به تنبلی گرایش بیشتری دارد. در اغلب موارد دلیل عمده طفره رفتن ما از انجام کارهای مهم این است که با این نوع کارها احساس راحتی نمی کنیم و هیچ گونه لذتی در آن ها نمی بینیم.
زیرا تصور می کنیم از انجام این کارها خسته و دلزده خواهیم شد، در نتیجه از انجام هر چیز ناخوشایند خودداری می کنیم. مغز ما ذاتا خواهان راحتی است و اصلا چرا نباید باشد ؟ بهرحال راحتی لذت بخش است! با این نگاه می توانید موارد مهم را به گونه ای دیگر برنامه ریزی کنید. می توانید فقط یک دقیقه به انجام یک کار بپردازید!

 

 

مثلا می توانید برای یادگیری زبان انگلیسی هر روز کلیپ های “یک دقیقه با دکتر زبان” را دنبال کنید و یا هر آموزش کوتاه و جالب دیگر. در نتیجه درگیری ذهنی شما متوقف شده و با خود فکر می کنید “اوهوم، این بدک نیست. چون من می توانم هر روز چند دقیقه تمرین کنم.”

 

2. استفاده از مسئولیت پذیری

هنگامی که یک فرد از شما انتظار انجام کاری را دارد، اشتیاق شما برای انجام آن کار به طرز چشمگیری افزایش می یابد. این فرد نبایستی الزاماً رئیس یا مادرتان باشد. می تواند یک دوست باشد. مثلاً می توانید با یکی از دوستانتان شرط ببندید که اگر دو روز متوالی به تمرین زبان انگلیسی نپرداختید مبلغی را به او بدهید یا او را به یک شام دعوت کنید.یا یک معلم خصوصی بگیرید و یا در یک دوره ی آموزشی شرکت کنید تا با پیگیری های منظم این دوره مجبور به انجام تکالیف خواسته شده باشید.

 

3. از اپلیکیشن Habitica استفاده کنید.

 

برای اندروید از HabitRPG استفاده کنید که به نظرم خیلی فوق العاده است! از این اپلیکیشن برای یادگیری زبان و حتی امور شخصی و کاری نیز می توانید استفاده کنید. در این برنامه کارهای روزمره خود را تعریف می کنید و براساس میزان کارهای انجام شده امتیاز می گیرید. بعد می توانید به ازای هر امتیاز به خودتان جایزه بدهید.

 

امیدوارم این سه راهکار عملی در حفظ انگیزه برای یادگیری زبان انگلیسی به شما کمک کند. لطفا نظر خود را در مورد این سه راهکار و نتایجی که از آنها گرفته اید در انتهای همین صفحه برای من بنویسید.

یادگیری لغات و 4 استراتژی ضروری

آیا می دانید میزان موفقیت شما در یادگیری یک زبان به تعداد لغاتی است که می دانید؟ شاید بپرسید چرا؟ به سه دلیل:

  • لغات کلید ارتباط محسوب می شوند.
  • دایره واژگان قوی به تقویت دیگر مهارت های زبانی کمک می کند.
  • هر چه لغات بیشتری بدانید، حجم بیشتری از لغات را یاد می گیرید.

با این دیدگاه در مقاله امروز به معرفی چهار استراتژی مؤثر برای یادگیری لغات می پردازم.

 

1- کالوکیشن ها (همایند ها) را یاد بگیرید.
کالوکیشن یا همایند عبارتست از دو یا چند کلمه که معمولا در کنار هم استفاده می شوند. از نظر بومی های انگلیسی زبان فقط این دسته ازترکیب کلمات درست و طبیعی هستند.به همین دلیل یادگیری کالوکیشن ها بسیار اهمیت دارد زیرا به شما کمک می کنند که شفاف تر و مسلط تر صحبت کنید در نتیجه افراد بومی زبان منظور شما را بهتر متوجه شوند.

 

به چند مثال از کالوکیشن ها دقت کنید:
A quick shower (دوش 5 دقیقه ای) نمی توان بجای quick از fast استفاده کرد.
Make a mistake (اشتباه کردن) بجای make نمی توان از do استفاده کرد.
Do your homework(انجام دادن تکالیف تان) بجای do نمی توان مثلاً از make استفاده کرد.

 

چگونه کالوکیشن ها را یاد بگیریم؟
الف) آن ها را به صورت ترکیبی از کلمات مجزا یاد نگیرید بلکه به عنوان یک واحد زبان یاد بگیرید . مثلا عبارت vaguely remember (به سختی به خاطر آوردن) را به صورت یک جزء واحد یاد بگیرید نه کلمه به کلمه.

 

ب) وقتی کلمه جدیدی یاد می گیرید سعی کنید نمونه هایی از کالوکیشن های آن کلمه را با کلمات دیگر پیدا کنید. مثلاً وقتی کلمه “risk” را یاد می گیرید کالوکیشن آن یعنی “take risk”را هم یاد بگیرید.

 

ج) زیاد مطالعه کنید.

 

یکی از بهترین روش ها برای یادگیری کالوکیشن ها خواندن آن ها در متن است. بعضی از کالوکیشن ها بسیار متداول بوده و در اغلب متون انگلیسی وجود دارند.روزنامه ها یکی از مناسب ترین منابع برای این منظور هستند.

 

 

2-  عبارات فعلی را یاد بگیرید.
عبارات فعلی از فعل و یک حرف اضافه تشکیل می شوند و این حروف اضافه معمولاً معنای فعل را تغییر می دهند. مثلا فعل give به معنی دادن یک چیزی به کسی است. اما وقتی با حرف اضافه up همراه می شود به معنی “تسلیم شدن” است. مثلاً:

I want to give up learning French.

می خواهم یادگیری زبان فرانسه را کنار بگذارم.

 

در اینجا می توانید لیستی از 55 عبارت فعلی پر کاربرد را دانلود کنید.

یادگیری عبارات فعلی به شما کمک می کند که مسلط تر صحبت کنید و نحوه اسپیکینگ شما طبیعی تر به نظر برسد. همچنین می توانید منظور خود را در نوشتار و گفتار آسان تر منتقل کنید.

 

عبارات فعلی را چگونه یاد بگیریم؟
عبارات فعلی را در داخل جمله و به عنوان بخشی از جمله یاد بگیرید. این امر فرآیند یادگیری را تقویت می کند زیرا می توانید موقعیتی که آن جمله را توصیف می کند را تصویر سازی کنید. مثال:

I want to take up French so that I can move to France.

می خواهم به کلاس زبان فرانسه بروم تا بتوانم به فرانسه بروم .

 

در اینجا می توانید تصویری از یک موقعیت را در ذهن خود ایجاد کنید.

 

3- کلمات اتصال ساز را یاد بگیرید.
منظور از این کلمات، کلماتی هستند که به شما کمک می کنند تا در مکالمات ، افکار و مفاهیم خود را به همدیگر متصل کنید.

 

برای آنکه بتوانید یک اسپیکر با اعتماد به نفس به نظر برسید، یکی از مواردی که به آن نیاز دارید این است که بتوانید جریانی پیوسته از جملات منطقی را ایجاد کنید. مثلاً برای اعلام موافقت خود با چیزی که یک فرد بیان کرده استفاده از این عبارات خیلی مفید است :

I absolutely agree.
That’s a good point.
You’re right.

 

یا برای نشان دادن معایب و محاسن یک چیز می توانید از این عبارات استفاده کنید و بحث خود را منطقی و منسجم تر کنید.

On the other hand, …
Having said that, …

شاید بپرسید چه کلمات یا عبارات اتصال دهنده را باید یاد بگیرم.

 

باید بگویم بهترین کار این است که هر گاه به عبارت جدیدی برخورد می کنید که از گروه عبارات اتصال دهنده است سعی کنید آن عبارت را در زیر یکی از دسته های زیر ثبت کنید.

 

  • آغاز کردن مکالمه

مثلاً                                                                                                         (let me tell you something)

 

  • اضافه کردن یک نکته

مثلاً                                                                                                              (not only ….. but also)

 

  • معرفی لیستی از موارد

مثلاً                                                                                                              (…firstly …, secondly)

 

  • موافقت کردن با کسی

مثلاً                                                                                                                (I absolutely agree)

 

4-  دانسته های خود را به کار بگیرید.
هر چیزی را که در زبان انگلیسی یاد می گیرید باید بلافاصله در گفتار و نوشتار خود استفاده کنید تا خوب در ذهن تان نقش ببندد. حتما این جمله را از حضرت محمد(ص) شنیده اید که “آفت علم فراموشی است!” برای ساده سازی این مرحله می توانید پروسه سه مرحله ای زیر را انجام دهید:

 

مرحله 1: عبارت را در جمله ببینید.
بعد از حفظ کردن یک کلمه یا عبارت سعی کنید آن را در چند مثال ببینید. اغلب دیکشنری های برتر برای هر کلمه مثال های متعددی عنوان می کنند. به این ترتیب با نحوه کاربرد آن کلمه یا عبارت در عمل بیشتر آشنا می شوید.

 

مرحله 2: با صدای بلند آن جملات را بگویید.
شاید شما از نوع فراگیران بصری باشید. یعنی افرادی که با دیدن می توانند بهتر یاد بگیرند. اما حتی اگر این گونه باشند با گفتن جملات با صدای بلند روند یادگیری را سریع تر می سازید. در این حین سعی کنید از تخیل خود نیز استفاده کنید. موقعیت آن جمله را تصور کنید و جزئیات دقیق جمله را تصویر سازی کنید.

 

مرحله 3: جملات خود را تولید کنید.
سعی کنید هر چه را یاد گرفته اید در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید. و جملاتی تولید کنید که ساخته و پرداخته ذهن خودتان باشند. بهترین توصیه من این است که سعی کنید این جملات مربوط به مسائل روزمره زندگی شخصی خودتان باشند.

 

مکالمه آنلاین فرمول 1

قانون 80/20 در یادگیری زبان انگلیسی

استفاده از قانون 80/20 در یادگیری زبان انگلیسی در یادگیری زبان انگلیسی موضوعی است که در این مقاله به آن می پردازیم. اما قبل از هر چیز ببینیم این قانون از کجا شکل گرفت. اگر علاقه مند به مطالعه نسخه انگلیسی این کتاب هستید، می توانید به رایگان آن را از اینجا دانلود کنید! 🙂

در سال 1906 اقتصاددانی ایتالیایی به نام ویلفردو ­پاراتو متوجه نکته جالبی شد. او دید 80 درصد نخود فرنگی­ های باغچه ­اش در 20درصد غلاف­های نخود فرنگی قرار دارند.

 

همچنین متوجه قانون مشابهی در رابطه با مالکان زمین شد. او فهمید که 80 درصد زمین­های ایتالیا در دست 20 درصد افراد این کشور هستند. این نسبت را می توان در موقعیت­ های بسیاری پیدا کرد.

 

به ویژه در دنیای کسب و کار. مثلا 80 درصد فروش­ها توسط 20 درصد مشتریان انجام می شوند. یا20 درصد افراد در دنیا صاحب 80 درصد ثروت جهان هستند. یا 80 درصد کارها توسط 20 درصد کارمندان یک مجموعه انجام می شوند.

 

امروزه این اصل در دنیا به نام اصل پاراتو شناخته می شود. هرچند همیشه این نسبت ثابت نیست. مثلا ممکن است به 70/30 یا 90/10 هم تغییر پیدا کند. اما نکته مهم و کلیدی این است که همه تلاش­ها نتیجه یکسان در برندارند. یعنی برخی تلاش­ها بیشترین نتیجه و برخی دیگرکمترین نتیجه را ایجاد می کنند.

 

یکی از سریع ترین روشها برای یادگیری زبان انگلیسی استفاده از قانون 80/20 است.

شیوه ما در استفاده از زمان همیشه شیوه ی مؤثری برای رسیدن به نتایج دل­خواه نیست. با درنظر گرفتن اصل پاراتو (قانون 80/20) در امر یادگیری زبان انگلیسی، می­توان گفت که 20 درصد تلاش ما بیشترین پیشرفت در یادگیری مهارت­های مختلف زبان انگلیسی را ایجاد می کنند و 80 درصد دیگر تلاش­ها منجر به کمترین پیشرفت می­شوند.

 

در نتیجه باید همه تلاش و انرژی خود را روی 20 درصد مواردی متمرکز کنید که بیشترین فایده را برایتان دارند و 80 درصد مواردی که کمترین بازدهی را دارند را حذف کنید.

 

سه کاری که برای به کار گیری قانون 80/20 در یادگیری زبان انگلیسی باید باید انجام دهید عبارتند از:

 

1. هدف خود را از یادگیری انگلیسی مشخص کنید.

مشخص کردن هدف شاید 20 درصد مسیر باشد، اما قطعا 80 درصد موفقیت شما را در یادگیری انگلیسی تعیین می کند. آیا می­­ خواهید فیلم­های زبان اصلی و اخبار را متوجه شوید؟ اگر می خواهید در یک کشور انگلیسی زبان زندگی کنید، سعی کنید رایج ترین اسلنگ ها و لغاتی که در مکالمات روزمره استفاده می شوند را یاد بگیرید. اگر می خواهید در یک آزمون شرکت کنید، باید تمرکزتان روی هر چهار مهارت اصلی زبان باشد.

 

2. بدانید که همه لغات و ساختارهای گرامری ارزش یکسان ندارند.

رایج­ ترین کلمات انگلیسی مفید­ترین و کاربردی ترین کلمات در این زبان هستند. این کلمات درصد بسیار کمی از لغات در زبان انگلیسی را شامل می­شوند، اما اگر این درصد کم را به طور عمقی یاد گرفته و تمرین کنید می­توانید به بیشترین تسلط در صحبت کردن به زبان انگلیسی برسید.

 

قانون ۸۰/۲۰ در یادگیری زبان انگلیسی

 

تنها 2000 لغت انگلیسی در 80 درصد مکالمات روزمره به کار می روند. پس نیازی نیست همه لغات را حفظ کنید! سعی کنید 20 درصد کلمات، عبارات و ساختارهای گرامری را یاد بگیرید. به عبارتی در حوزه لغت 2000 کلمه رایج و در حوزه گرامر زمانها، جملات معلوم مجهول و عبارات وصفی را یاد بگیرید. به تدریج می توانید این دامنه را افزایش دهید.

 

3. تلاش کنید تا بتوانید در مورد رایج ترین موقعیت ها صحبت کنید.

کلاسهای سنتی آموزش زبان سعی می کنند تقریبا همه موضوعات را به شما آموزش بدهند. اما اگر قصد ندارید این موقعیت ها را تجربه کنید راستش این کار فقط وقت تلف کردن است.  سعی کنید رایج ترین موقعیت ها را یاد بگیرید. مثل:

رفتن به رستوران

خرید کردن

استفاده از حمل و نقل عمومی و …

 

وقتی به اندازه کافی برای صحبت در مورد این موقعیت ها احساس راحتی کردید، اعتماد به نفس شما بالاتر رفته و می توانید به یادگیری و صحبت در مورد موقعیت های دیگر بپردازید.

 

آیا آماده هستید تا به سرعت مهارتهای اسپیکینگ خود را افزایش دهید؟ پیشنهاد می کنم حتما نگاهی به دوره مکالمه آنلاین فرمول یک بیندازید!

 

این دوره بر اساس قانون 20/80 طراحی شده و مهمترین مطالبی که برای یادگیری زبان انگلیسی به آن نیازمندید نیز در آن گنجانده شده اند!

طراحی برنامه یادگیری زبان انگلیسی – قسمت دوم

8-  منابع درست را انتخاب کنید.
اگر به دنبال یک داروی جادویی هستید که با مصرف آن بتوانید یک شبه استاد زبان شوید، لطفا خودتان را خسته نکنید. چون چنین دارویی وجود ندارد یا حداقل من نمی شناسم!

 

سعی کنید به دنبال منابع درست یادگیری زبان باشید. کافی است در سایتهایی مثل YouTube، iTunes، Spotify یا Netflix جستجو کنید تا متناسب برای هر علاقه ای مطلبی را پیدا کنید.

 

اگر سرتان آنقدر شلوغ است که نمی توانید روی همه مهارتها کار کنید می توانید به اخبار انگلیسی گوش کنید. اگر هم به داستان علاقه مندید می توانید از سایت آمازون کتابهای دو زبانه سفارش دهید. با مطالعه منابع درست نه تنها مهارتهای زبانی شما افزایش می یابد بلکه درک شما از فرهنگ یک زبان افزایش یافته در نتیجه درک کلی شما از آن زبان افزایش می یابد.

 

9- به شیوه یادگیری خود اهمیت بدهید.
در یادگیری زبان نمی توان برای همه افراد یک نسخه نوشت. هر فردی شیوه یادگیری مختص خود را داراست. بنابراین برای اینکه از پتانسیل واقعی خود در یادگیری استفاده کنید ابتدا باید شیوه یادگیری خود را امتحان کنید و منابعی را انتخاب کنید که با شیوه یادگیری شما بیشترین تناسب را داشته باشد. وقت خود را برای دوره ها و محصولاتی که هیچ تناسبی با علاقه مندی های شما ندارند تلف نکنید.

 

منابع و شیوه های یادگیری فراوانند. مهم نیست که چه شیوه یادگیری مناسب شماست. مثلا:

  • فراگیران بصری استفاده از تصاویر و درک فضایی را ترجیح می دهند. بنابراین فیلمها و کتابهای پر از عکس مناسب این دسته از فراگیران است.
  • فراگیران شنیداری از آموزشهای صوتی بیشتر نتیجه می گیرند. بنابراین دوره ها و منابع صوتی برای این دسته از فراگیران مناسب تر است.
  • فراگیران کلامی استفاده از کلمات را ترجیح می دهند و از نرم افزارهایی لذت می برند که علاوه بر صوت امکان به خاطر آوری کلمات و نیز فعالیتهای مرتبط با اسپیکینگ را به فراگیر می دهد.
  • فراگیران اجتماعی کار کردن در جمع را دوست دارند. بنابراین پیوستن به گروههای مکالمه در اسکایپ می تواند مناسب ترین گزینه برای این دسته افراد باشد.

 

10- قبل از رفتن به درس جدید مطالب قبل را مرور کنید.
قبل از پرداختن به درس جدید همیشه مطالب قبل را مرور کنید. به این ترتیب علاوه بر اینکه ذهن خود را در مورد مطالب فراموش شده تمرین می دهید بلکه موارد خوانده شده را در ذهنتان پایدار می کنید. این مرور می تواند به صورت یک آزمونک باشد.

 

هنگامی که مطالعه می کنید حافظه کوتاه مدت خود را از کلمات، اصطلاحات، گرامر و … پر می کنید. برای اینکه بتوانید این مطالب را در ذهن خود نگه دارید و به راحتی بخاطر بیاورید باید آنها را به حافظه بلند مدت خود منتقل کنید.

 

با مرور و تکرار می توانید مطالب را منتقل کنید. کافی است روزانه 5 دقیقه به این کار اختصاص دهید. در پایان هفته مطالب آموخته شده را مرور کنید. و اگر همین مطالب را هر ماه برای خود تکرار کنید مطالب فراموش شده را بخاطر آورده و میزان پیشرفت خود را هم می سنجید!

 

11- با صدای بلند صحبت کنید.
مطالعه زبان به صورت خود آموز کار دشواری است. با این وجود، تمرین اسپیکینگ مهارتهای ریدینگ، رایتینگ و لیسنینگ نیز مهم است. این مهارت کمی زمان بر است. بویژه در یک کشور غیر انگلیسی زبان در حال یادگیری انگلیسی هستید. برای اینکه بتوانید به تمرین اسپیکینگ بپردازید روشهای متعددی وجود دارد:

  • با صدای بلند به خواندن کتاب های انگلیسی بپردازید.
  • همراه با یک آهنگ انگلیسی زمزمه کنید.
  • از تکنیک سایه استفاده کنید. به این صورت که همراه با گوینده انگلیسی زبان جملات را تکرار کنید.
  • از نرم افزارهایی استفاده کنید که دارای تمرینات اسپیکینگ هستند.
  • لیست کارهای روزانه خود را با صدای بلند به انگلیسی بخوانید.
  • در مقابل آینه صحبت کنید.
  • روال انجام کارها را به انگلیسی توضیح دهید. مثلا آشپزی، نظافت و …

 

خاطرتان باشد هر چند ممکن است این کار کمی احمقانه به نظر برسد، ولی در واقع با این کار دارید در حق مهارتهای زبانی خود لطف می کنید. عادت کنید مطالب را با صدای بلند بخوانید و توضیح دهید – قول می دهم بعد از مدتی خودتان تفاوت های بی نظیر آنرا احساس خواهید کرد!

 

12- هدفمند باشید.
اگر ندانید به چه علت کاری را انجام می دهید انجام آن کار چه فایده ای خواهد داشت؟ در انتخاب فعالیت های مربوط به زبان هدفمند و دارای استراتژی باشید. در پایان هر فعالیت میزان یادگیری، پیشرفت خود را ارزیابی کنید. و ببینید دفعه بعد چه کارهایی را بهتر است انجام ندهید.

 

حتی اگر در حال گوش کردن به یک پادکست صوتی و یا خواندن یک مقاله آنلاین هستید سعی کنید دقیقا مشخص کنید که می خواهید چه چیزی از آن مطلب یاد بگیرید. آیا قصد دارید دایره لغت خود را در یک موضوع خاص گسترش دهید؟ آیا می خواهید یک موضوع گرامری خاص را یاد بگیرید؟ ببینید که از هر مطلب چگونه می توانید در جهت یادگیری مطالب مورد نظر خود استفاده کنید. در پایان ببینید آیا توانسته اید به اهداف خود برسید و اینکه تا چه میزان در این راستا موفق بوده اید.

 

13- هر روز یک کلمه یاد بگیرید.
اغلب زبان آموزان حرفه ای به شما خواهند گفت که هر روز با زبان درگیر باشید. حتی اگر این میزان روزانه 15-10 دقیقه باشد. یکی از آسان ترین راها برای این منظور این است که هر روز یک لغت جدید یاد بگیرید. البته منظورم این نیست که فقط به دیدن لغت و معنای آن اکتفا کنید. بلکه باید آن لغت را یاد گرفته و در طول روز تا می توانید از آن کلمه در گفتار و نوشتار خود استفاده کنید.

 

با عضویت در سایتهایی مثل http://wordsmith.org/ می توانید هر روز یک ایمیل شامل یک لغت جدید همراه با تلفظ صوتی و مثال دریافت کنید. برای استفاده بیشتر از این نوع ایمیلها می توانید موارد زیر را انجام دهید:

 

  • لغت جدید را در جمله بندی های خود استفاده کنید و آنرا توییت کرده یا در صفحه فیس بوک خودتان قرار دهید.
  • جملات معروفی که بزرگان با استفاده از این لغات گفته اند را پیدا کرده و در دفتری تحت عنوان سخنان بزرگان ثبت کنید.
  • اسلنگها و اصطلاحاتی که با این کلمات به کار رفته اند را پیدا کنید و در گفتار و نوشتار خود از آنها استفاده کنید.
  • برای هر کلمه یک ریتم آهنگین بسازید و سعی کنید در طول روز آنرا با خودتان تکرار کنید.

 

سعی کنید هر روز از یادگیری لغات لذت ببرید و به هر شکل ممکن از آنها استفاده کنید. هر روز این روال را ادامه دهید تا ذهن خود را با زبان درگیر سازید. این روش هر چند بسیار ساده است اما بعد از مدتی از میزان اثرگذاری آن حیرت خواهید کرد!

 

14- میزان پیشرفت خود را ثبت کنید.
وقتی دوستی به شما می گوید که هفت کیلو وزن کم کرده شما هم تحت تاثیر قرار می گیرید. اما آیا می دانید واقعا چه چیزی شما را متعجب کرده است؟
وقتی دوست شما عکس قبل و بعد خود را به شما نشان دهد می توانید این تفاوت را نسبت به خود ببینید. همین ایده را می توان در مورد یادگیری زبان عنوان کرد. بعضی اوقات نمی دانید واقعا چه میزان پیشرفت کرده اید تا زمانی که این مقدار پیشرفت را ببینید. میزان پیشرفت خود را دایما ثبت کنید تا بعد از مدتی بتوانید به ارزیابی خود بپردازید. ساده ترین راه برای این منظور نوشتن است. برای این کار یک دفتر تهیه کنید و هفته ای یکبار به ثبت میزان پیشرفت خود بپردازید. می توانید در مورد چیزهایی که به آن علاقه مندید بنویسید:

  • مقالات جدید انگلیسی را بخوانید و آنها را در دفتر خود خلاصه کنید.
  • خلاقیت به خرج دهید و یک داستان کوتاه بنویسید.
  • برای دوستان و اعضای خانواده نامه بنویسید. ( قبل از ارسال نامه یک کپی برای خودتان نگه دارید.)
  • طرز تهیه غذای مورد علاقه خود را به انگلیسی بنویسید.

 

همیشه نوشته های خود را مرتب و با ذکر تاریخ مشخص کنید. هر موقع دچار نا امیدی می شوید دفتر خود را ورق بزنید و ببینید چقدر از مسیر را طی کرده اید: لغات جدید، قواعد گرامری و اصطلاحاتی را که استفاده کرده اید را بازنگری کنید. به این ترتیب با زبان درگیر می شوید و هر کجا به یک محرک نیازمندید می توانید به عنوان یک عامل انگیزشی قوی از آن استفاده کنید!

 

آیا آماده هستید عادت یادگیری انگلیسی را در خود ایجاد کنید؟

مکالمه آنلاین فرمول 1 دکتر زبان

طراحی برنامه یادگیری زبان انگلیسی – قسمت اول

چگونه یک برنامه یادگیری زبان طراحی کنیم و به آن عمل کنیم؟

We are what we repeatedly do. Excellence, then, is not an act, but a habit.

                                                                                        – Aristotle

ما همان چیزی هستیم که مدام انجام می دهیم. بنابراین تعالی یک رفتار نیست بلکه یک عادت است. – ارسطو

یادگیری زبان مثل یادگیری ریاضیات است. همانگونه که در ریاضیات باید مباحث گوناگونی را یاد گرفت در زبان هم مباحث مختلفی مثل لغت، گرامر، معنا، تلفظ، سیستم نگارش و البته مقولات فرهنگی را باید آموخت. خب سوال این است که همه این موارد را چگونه یاد بگیریم؟

 

بسیاری از زبان آموزان ابتدا با شتاب شروع به یادگیری کرده و در این راه بیشتر از حد توان خود زمان و پول خرج می کنند. اما پس از مدتی انگیزه آنها فروکش می کند و ابرهای نا امیدی و سردرگمی مجددا فرا می رسند.

 

زبان آموزان موفق اما در یادگیری زبان استراتژی دیگری دارند. آنها سعی می کنند عاداتهای خوب را در خود ایجاد کنند. فراگیرانی که در مراحل اولیه یادگیری زبان عادات موثر و پایداری را ایجاد می کنند روال عادات خوب را بیشتر ادامه داده و در نتیجه زودتر به هدف های یادگیری خود می رسند.

 

در قسمت اول این مقاله به ذکر 7 راز و عادات مهم زبان آموزان موفق می پردازیم که قطعا با بکار بستن آنها شما نیز می توانید در امر یادگیری زبان نتایجی عالی به دست بیاورید.

 

1-  هدفگذاری کنید.
یکی از شیوه های رایج در توسعه هر کاری تنظیم اهداف به روش SMART است. به عبارتی:
Smart (هوشمندانه)
Measurable (قابل اندازه گیری)
Attainable ( قابل دستیابی)
Relevant (مرتبط)
Time-bound (زمان بندی شده)

 

در خصوص یادگیری زبان تنظیم اهداف به روش SMART امری بسیار ضروری است. یادگیری زبان مادام العمر است. بنابراین مشخص کردن اهداف در این مسیر به شما جهت و انگیزه می دهد.

 

گفتن اینکه می خواهم به انگلیسی مسلط شوم هدف روشنی نیست و به سختی می توان آنرا اندازه گیری کرد. بجای آن مثلا باید بگوییم:

  • می خواهم هر روز صبح ساعت 10 به مدت نیم ساعت لغت بخوانم تا بتوانم با یک فرد انگلیسی زبان به راحتی مکالمه کنم.
  • هر روز عصر یک مقاله از روزنامه تهران تایمز را می خوانم و لغات و اصطلاحات جدید آنرا پیدا می کنم تا بتوانم همه مفهوم یک مقاله را بفهمم.
  • هر روز وقت ناهار نیم ساعت عبارات فعلی مهم را مطالعه می کنم تا بتوانم به مدت یک هفته بدون هیچ مشکلی در یک کشور انگلیسی زبان کارهایم را انجام دهم.

 

دایما برای خود اهداف کوتاه مدت تعیین کنید تا همیشه کاری برای انجام دادن داشته باشید. با تکمیل همین اهداف کوچک پس از مدتی به هدف بزرگتر خود که تسلط به زبان است می رسید.

 

2- مکانی به مطالعه کردن اختصاص دهید.
اختصاص یک مکان خاص برای یادگیری می تواند در امر یادگیری زبان به شما کمک کند.

 

در منزل خود یک اتاق یا یک قسمت خاص را با نام فقط ویژه زبان مشخص کنید و فقط برای مطالعه به آنجا بروید. اطراف خود را با مطالب آموزشی و انگیزشی پر کنید. البته ناچار نیستید فقط خودتان را به خانه محدود کنید. می توانید هر مکان دیگری که به شما تمرکز می بخشد را انتخاب کنید. مثلا یک کافی شاپ دنج، نیمکت راحت در پارک ، سایه یک درخت و یا کتابخانه عمومی می توانند برای مطالعه راحت مکانهای مناسبی باشند.

 

3- از زمانهای مرده استفاده کنید.
ممکن است بعضی روزها وقت نداشته باشید که 30 دقیقه به مطالعه بپردازید. در این گونه مواقع باید عادت کنید حتی در کمترین وقفه زمانی از زمانهای مرده خود استفاده کنید. این زمانها می تواند هنگام رفت و آمد به محل کار، صف اتوبوس، آشپزی و … باشد.

 

طبق یک برنامه سعی کنید هر روز از زمانهای مرده خود استفاده کنید. به نمونه های زیر توجه کنید:

  • هنگام رفتن به محل کار به پادکستهای انگلیسی گوش کنید.
  • هنگام آشپزی، تمیزکاری و انجام کارهای منزل به آهنگهای انگلیسی گوش کنید.
  • هنگام پخش برنامه های بازرگانی یک شبکه انگلیسی زبان را تماشا کنید.
  • هنگامی که در صف اتوبوس، نانوایی و … هستید موبایل خود را به دست بگیرید و با استفاده از اپلیکیشن های موبایلی به مرور چند لغت بپردازید.

این عادات به شما کمک می کنند تا حتی زمانی که وقت ندارید به طور عمیق به مطالعه بپردازید با زبان درگیر باشید. به این ترتیب این روال در ذهن شما جا افتاده و به روش همیشگی شما در یادگیری زبان تبدیل می شود.

 

4- یک چالش 30 روزه را تجربه کنید.
هنگام یادگیری زبان هر عادت خوب و کوچک را می توانید به مدت 30 روز در خود ایجاد کنید. بعد از یک ماه که آن عادت در شما ایجاد شد سراغ عادت بعدی بروید. شاید بپرسید چرا این عادت موثر است؟ برای یافتن پاسخ این سوال و گرفتن انگیزه بیشتر توصیه می کنم فیلم مت کاتس و چالش 30 روزه او را در کانال دکتر زبان در آپارات ببینید.

  • سعی کنید اخبار را به زبان انگلیسی بخوانید.
  • حین انجام تمرینات ورزشی در باشگاه به آهنگهای انگلیسی گوش کنید.
  • هنگام رفتن به محل کارتان به پادکستهای انگلیسی گوش کنید.
  • به یک دوست یا حتی به خودتان نامه ای به زبان انگلیسی بنویسید.
  • هر روز 20 دقیقه برنامه یادگیری زبان را دنبال کنید.

 

5- از اشتباهات نترسید، فقط صحبت کنید.
یکی از عادتهایی که در امر یادگیری زبان باید در خود ایجاد کنید این است که سعی نکنید هنگام مکالمه لزوما جملات درست و بی عیب و نقص بسازید. هر چه پیشرفت کنید قطعا جمله بندی شما نیز بهتر و کامل تر خواهد شد. درست همانگونه که زبان مادری خود را یاد گرفته ایم.

 

6-  تلوزیون را روشن کنید.
تماشای فیلمهای زبان اصلی یا اخبار انگلیسی در تقویت واژگان، درک مطلب و تلفظ (در صورت تکرار آنچه می شنوید) موثر است. سعی کنید برنامه های گوناگونی را تماشا کنید. اگر در سطح مبتدی هستید کارتونها می توانند یکی از بهترین گزینه ها باشند.

پس از مدتی می توانید به تماشای سریالها و فیلمها پرداخته و به یادگیری اصطلاحات، اسلنگها و مسایل فرهنگی موجود در فیلم بپردازید.
حتی پیامهای بازرگانی نیز مطالبی برای آموختن دارند. سعی کنید عادت کنید که هر روز یک برنامه را تماشا کنید. حتی اگر وقت ندارید که فیلمی را تماشا کنید اشکالی ندارد. تلوزیون را روشن کنید و به کارهایتان بپردازید. با گوش سپردن به برنامه می توانید مهارت لیسنینگ خود را تقویت کنید.

 

7-  پیروزیهای کوچک را جشن بگیرید.
هنگام یادگیری زبان خیلی مواقع نا امید می شویم. کافی است کمی هنگام مکالمه خراب کنیم تا برخی از ما زبان آموزان به ورطه نا امیدی بیافتیم. بجای تمرکز بر اشتباهات خود سعی کنید هر پیروزی کوچکی را جشن بگیرید. این عادت مثبت در یادگیری زبان شما را خوش بین نگاه می دارد. مواردی که می توانید به بهانه شان به خود جایزه دهید:

  • وقتی اولین مکالمه خود را کامل به زبان انگلیسی انجام می دهید.
  • وقتی یک کلمه را در جمله به صورت درست به کار می برید.
  • وقتی بدون نیاز به دیکشنری قادر به فهم معنای یک کلمه هستید.
  • وقتی مفهوم یک جوک را بدون درخواست برای توضیح بیشتر متوجه می شوید.
  • وقتی اولین نامه خود را به انگلیسی بنویسید.

 

همه این موارد را به عنوان یک پیروزی بزرگ در نظر بگیرید و بعد از هر پیروزی به خودتان بارک الله بگویید. با مرور موفقیت های خود متوجه خواهید شد چه مقدار از مسیر را طی کرده اید. در نتیجه انگیزه لازم را برای ادامه راه پیدا خواهید کرد.

مکالمه آنلاین فرمول 1

۲ راز مهم زبان آموزان برتر

امروز تصمیم دارم در مورد دو راز مهم روان صحبت کردن سریع برای شما صحبت کنم.

 

امروزه زبان انگلیسی با سرعتی خیره کننده رو به گسترش است. زبان اینترنت، علوم، پزشکی، فن آوری، سفر و … انگلیسی است. و برای افرادی که دوست دارند اوج موفقیت زندگی فردی و شغلی را تجربه کنند صحبت کردن در حد تسلط یک ضرورت محسوب می شود…!

 

شاید توانایی شما در نوشتن و فهمیدن جملات انگلیسی خیلی خوب باشد اما هنگام صحبت کردن دچار ترس می شوید. شاید هم هنگام مکالمه برای پیدا کردن کلمه مناسب دچار مشکل می شوید و از آرام و با وقفه صحبت کردن و همین طور به کار بردن جملات نادرست انگیسی کلافه هستید.

 

خوشبختانه همه زبان آموزان برتر دنیا دارای نقشه ای برای رسیدن به این مرز تسلط هستند که هر کسی از جمله شما می توانید از این نقشه الگو برداری کنید. صرف نظر از اینکه در ایران زندگی کنید یا هر کشور دیگری.

 

امروز می خواهیم یک case study واقعی را با هم بررسی کنیم. این case study در مورد تلاش برادرم هست زمانی که سعی می کرد زبان کره ای را با تسلط صحبت کند. اوتوانست نقشه بسیار ساده ای پیدا کندکه بواسطه آن توانست سریع تر از آنچه 90 درصد مدرسین و زبان آموزان فکر می کنند در صحبت کردن به اعتماد به نفس برسد.

 

پاییز سال 1373 بود که برادرم حمید از طرف وزارت کار عازم کُره جنوبی شد. حمید قبل از این سفر حتی یک کلمه کُره ای هم بلد نبود، اما همواره در آرزوی سفر و آشنایی با افراد جدید بود. وقتی برادرم به کشور کُره رسید متوجه شد که قادر به ایجاد ارتباط با مردم این کشور نیست و در نتیجه بسیار احساس تنهایی و سرخوردگی می کرد.

 

پس از مدتی تصمیم گرفت که در کلاسهای آموزش زبان کره ای شرکت کند. اما او که همیشه در دوران مدرسه بر خلاف درس ریاضیات، درس انگلیسی را با نمرات ناپلئونی پاس می کرد و حتی یکسال به خاطر این درس کلا مردود شده بود، برای صحبت کردن از اعتماد به نفس کافی برخوردار نبود و هنگام صحبت به سرعت دستپاچه می شد. حمید همیشه فکر می کرد که جزء آن دسته از افرادی است که اصلا استعداد یادگیری زبان را ندارد.

 

پس از 4 ماه کلاس های زبان کره ای را هم رها کرد. روزها مثل برق و باد می گذشت و او می بایست برای مشکل خود راه حلی پیدا می کرد. پس تصمیم گرفت یادگیری زبان کره ای را به صورت خودآموز شروع کند. کتابهای متعددی خرید. به مکالمات کره ای با استفاده از سی دی گوش می داد و هفته های زیادی را به نوشتن لغت بر روی فلش کارت اختصاص می داد و خلاصه هر آنچه فکر می کرد ممکن است به او کمکی کند را امتحان می کرد.

 

اما انگار هر چه بیشتر تلاش می کرد اوضاع بدتر می شد. هیچ یک از این ترفندها به صحبت کردن روان و راحت کمترین کمکی به او نکردند! هر چه که می خواند اصلا متوجه نمی شد. حتی قادر به فهمیدن تلفظ و لهجه مردم کره نمی شد و اصطلاحات و گویش هایی را که آنها در مکالماتشان به کار می بردند را نمی فهمید. به شدت می ترسید دهانش را برای صحبت کردن باز کند و بیشتر برای آنکه وانمود کند متوجه صحبتهای افراد می شود سرش را تکان می داد.

 

چند کلمه ای هم که به سختی حفظ کرده بود موقع صحبت کردن از ذهنش می پریدند. هنگام صحبت ناچار می شد به سختی کلمات را در ذهنش مرتب کند و آهسته جملاتی شکسته و غلط را سر هم کند.

 

او در فهمیدن صحبت های سریع، لهجه های نا مفهوم و اصطلاحاتی که کره ای ها هنگام حرف زدن به کار می بردند به شدت دچار مشکل بود. هنگام شنیدن لطیفه ها سعی می کرد وانمود کند که مفهومشان را فهمیده و خنده ای مصنوعی بر لبان خود بنشاند.
با هر کسی صحبت می کرد ناچار می شد بخاطر تلفظ اشتباه، جملاتش را دوباره تکرار کند. خلاصه این قدر از این وضع عصبانی، خجالت زده و احساس حماقت می کرد که کم کم به این باور رسیده بود که هیچ وقت نخواهد توانست روان و بی وقفه به زبان کره ای حرف بزند…

 

حالا ببینیم تنها دلیلی که باعث می شد حمید نتواند به صورت روان و بی وقفه صحبت کند چه بود؟
یک روز در اوج نا امیدی وقتی در حال قدم زدن در پارک بازی بچه ها را تماشا می کرد، ناگهان همه چیز برایش روشن شد. مشکل حمید در یادگیری زبان کُره ای، او نبود. او به این دلیل نمی توانست صحبت های کُره ای ها را خوب بفهمد و خوب صحبت کند چون دقیقا مانند یک فرد کُره ای نبود.

 

بچه ها همه چیز را به کُره ای یاد می گرفتند اما او داشت کُره ای را از طریق زبان مادری یعنی فارسی یاد می گرفت و همیشه سعی می کرد قبل از صحبت کردن جملات را ترجمه کند.

 

بچه ها به طور خودکار صحبت می کردند زیرا همه چیز را به کُره ای یاد می گرفتند. آنها خودشان را در زبان کُره ای غرق می کردند. همین طور مکالمات محاوره ای روز و نحوه ارتباط برقرار کردن به صورت طبیعی، مهارتهای پیشرفته لیسنینگ و تلفظ را از افراد بومی زبان یاد می گرفتند.

 

حمید همیشه قبل از صحبت کردن فکر می کرد و تردید داشت زیرا همه چیز را به زبان فارسی یاد می گرفت. او نمی توانست به طور خودکار جمله سازی کند زیرا به یادگیری لیست های لغت و گرامر مشغول بود. او نمی توانست به صورت محاوره ای و طبیعی صحبت کند، زیرا فقط به یادگیری زبان رسمی کُره ای از طریق کتابهای زبان کُره ای مشغول بود. و این کتابها عملا به او کمکی برای درک صحبت سریع بومی زبان ها و یادگیری تلفظ طبیعی نمی کرد.

 

باید بگویم متدهای یادگیری سنتی فقط مسیر شما را طولانی تر می کنند. این روشها به شما کمک می کنند تا مهارتهای خواندن و نوشتن را فرا بگیرید اما ناقصند زیرا روش آموزش آنها بسیار کند بوده و نمی توانند شما را برای مکالمات واقعی آماده کنند.

 

این سیستم ها غیر از این که نمی توانند مهارتها و دانش مورد نیاز را برای داشتن یک مکالمه روان به زبان آموز ارایه کنند، از همان اولین درس عادتهای مخربی در فراگیر ایجاد می کنند که این عادات مانع بزرگی برای روان صحبت کردن می شوند…

 

 

افراد بومی زبان یک زبان را به طور کامل و طبیعی یاد می گیرند. بنابراین همه عاداتی که برای یک مکالمه روان به آن نیاز دارند را در مکالمات رسمی و غیر رسمی همراه با اعتماد به نفس به صورت خودکار و درست یاد می گیرند.

 

آنها از طریق متدهای سنتی با مهارت های خواندن و نوشتن آشنا می شوند اما آن وجه دیگر یادگیری زبان – یعنی تسلط به مکالمات طبیعی – را در خانه و محیط بازی یاد می گیرند.

 

بنابراین اگر شما توان خواندن و نوشتن دارید اما برای صحبت کردن با مشکل رو به رو هستید و در نقطه ای قرار گرفته اید که دیگر متدهای سنتی توان پاسخگویی به نیاز شما را ندارند، باید به سیستم آموزشی کاملی دست پیدا کنید که شما را برای صحبت کردن آماده کند، وگرنه پیشرفتتان با مشکل مواجه خواهد شد. اگر احساس می کنید که در سیستمهای غلط قبلی به شما اجحاف شده حداقل می توانید اکنون خوشحال باشید زیرا الان با راز موفقیت زبان آموزان برتر جهان آشنا شده اید! یادتان باشد هیچکس به طور مادرزادی مسلط به زبان به دنیا نمی آید.

 

اگر شما هم با همان سیستمی که انگلیسی زبان ها برای سلیس صحبت کردن استفاده می کنند منطبق شوید شما هم می توانید به همان درجه از تسلط برای سلیس صحبت کردن برسید، فی البداهه پاسخ دهید و بدون مکث یا ترس جملات زیبای خود را تولید کنید. این بزرگترین و واقعی ترین درسی بود که برادرم حمید در آن روز در پارک آموخت. درسی که هیچگاه در مدارس به ما یاد نداده اند.

 

اگر می خواهید در اسپیکینگ به موفقیت برسید باید از بهترین مدل الگوبرداری کنید! اما شاید بپرسید بومی زبان ها برای اینکه به اسپیکینگ مسلط شوند سالها وقت می گذارند، من چگونه می توانم به سرعت مانند آنها به این درجه از اسپیکینگ برسم؟ در پاسخ باید بگویم که باید به اهمیت یادگیری و تمرین مثل بومی های انگلیسی زبان پی ببرید. یعنی هر چه سریعتر خود را در فیلمها، پادکست ها، آهنگها و مکالمات انگلیسی غرق کنید.

 

نکته ای که باید به خاطر داشته باشید این است که بومی زبان ها از همان ابتدا یک راست با سلیس صحبت کردن شروع می کنند. سپس به مرور دانش و مهارت های زبانی خود را کامل می کنند.

 

قطعا نمی توانید با یک گام خلاء صحبت کردن به انگلیسی روان را پر کنید. پس لطفا دست آویز افرادی هم که ادعا می کنند انگلیسی را در حد تسلط به زبان مادری صرفا با چند جزوه کلی به شما آموزش می دهند نشوید! همانطور که گفتم برای یادگیری زبان نیازمند یک سیستم هستیم.

 

اما، اگر گامهای کوچک و ساده از جایی که هستید تا نقطه ای که می خواهید برسید بردارید می توانید با سرعت این خلاء را پر کنید!

 

حالا می توانید لقمه بزرگتر از دهان بر دارید. کاری که باید انجام دهید این است که اهداف زبانی را به بخشهای کوچک تقسیم کنید و هر بار تکه ای از آن را قورت دهید…

 

در پایان مطالب این مقاله را به صورت زیر خلاصه می کنیم.

2 راز مهم زبان آموزان برتر جهان برای یادگیری سریع این است که:
اول برای تسلط به گرامر یک پروسه دو مرحله ای را باید انجام دهید تا بتوانید به صورت خودکار از گرامر استفاده کنید.
روش کار هم به این صورت است که ابتدا باید روی پر کاربردترین عبارات و اصطلاحات محاوره ای تمرکز کرده سپس تا آنجا که می توانید با افراد مختلف آنها را تمرین کنید تا بتوانید به راحتی با اعتماد به نفس و بدون تردید آنها را بیان کنید.

 

دوم باید جنبه های فرهنگی آن زبان یاد بگیرید تا به شما در درک معانی نهفته در پشت آن زبان کمک کنند. همچنین برای ساخت اعتماد به نفس در اسپیکینگ و افزایش سرعت صحبت کردن و پیدا کردن دوستان بومی زبان در سراسر دنیا باید برنامه های خاصی را طراحی کنید.

 

بنابراین باید دو اصل مهم یادگیری سریع صحبت کردن را با همدیگر ترکیب کنید:
1- یادگیری مانند بومی های انگلیسی زبان
2- انجام یادگیری با مراحل ساده و آسان.

 

همواره سعی کنید نحوه صحبت افرادی که به آنها علاقه مندید را الگو برداری کنید. و به این ترتیب شاهد رشد سریع صحبت کردن و اعتماد به نفس خود خواهید بود.

 

اگر دوست دارید به شما کمک کنیم تا هر چه سریعتر در مکالمه زبان انگلیسی تقویت شوید می توانید در دوره مکالمه آنلاین فرمول 1 شرکت کنید. کمک به شما عزیزان برای رسیدن به اهداف مورد نظر در یادگیری زبان انگلیسی باعث افتخار ماست.

مکالمه آنلاین فرمول 1

غلبه بر ترس از صحبت کردن در 3 مرحله

انگلیسی صحبت کردن؟
اوه اوه اوه خیلی سخته!!!

این جمله ای است که معمولا از بسیاری از افراد می شنوم. البته نگران نباشید فقط شما این احساس رو ندارید. اوایل که می خواهید به انگلیسی صحبت کنید قاعدتا خیلی سخت است و ممکن است احساس خجالت بکنید و احساس کنید که اعتماد به نفس خودتان را کاملا از دست داده اید. در واقع هنگام صحبت کردن احساس ترس و ناتوانی به شما دست می دهد.

 

این مشکل زمانی حادتر می شود که داستان شما به این صورت باشد… یک عالمه داستان های انگلیسی خوانده اید و حجم زیادی از لغات و ساختارهای گرامر را می دانید. و حالا فکر می کنید خب دیگر کار تمام است و من دیگر آماده هستم. بعد با خیال راحت وارد جمع گروهی از افراد انگلیسی زبان می شوید تا در مورد چند موضوع صحبت کنید.
بعد ناگهان… ترس سراپای وجودتان را فرا می گیرد. بله، استارت زدن برای صحبت کردن نیازمند شجاعت است. حتی در اوایل کار می تواند خیلی دشوار باشد. خب، حالا چه باید کرد؟

خبر خوب اینکه می توانید از پس این کار بر بیایید. در این مقاله به معرفی یک پروسه 3 مرحله ای می پردازم که مطمئن هستم تا حد بسیار زیادی به شما کمک می کند تا بر ترس خود برای صحبت کردن غلبه کنید.

 

مرحله 1: از ذهنیت وفور نعمت برخوردار باشید.(abundance mindset)

ترس از صحبت چیزی است که در ذهن شماست نه در دنیای واقعی. ترس شما مربوط به الگوهای فکری و باور شما نسبت به مهارتهای خودتان است. به همین دلیل اگر می خواهید بر ترس از صحبت کردن فائق شوید ابتدا باید از افکارتان و بویژه ذهنیت خود شروع کنید.

 

منظور از ذهنیت وفور نعمت چیست؟ این ذهنیت شیوه ای از تفکر است که فرصتهایی را ببینید که معمولا خیلی به آنها توجه نمی کنید. با این دیدگاه همواره می توانید از حداقل امکانات موجود بیشترین بهره برداری را ببرید. بنابراین به جای اینکه بر چیزهایی که نمی دانید تمرکز کنید باید مهارتها و دانش فعلی خودتان ببینید و بیشترین استفاده را ببرید.

 

شاید یکی از دلایل تردید شما هنگام صحبت کردن این باشد که به اندازه کافی با گرامر آشنا نیستید. مثلا با زمان آینده آشنا نیستید و می خواهید در مورد آینده صحبت کنید.

خب راه حلش ساده است. کافی است به زمان حال ساده صحبت کنید. سعی کنید از لغات و ساختارهای گرامری که فعلا می دانید استفاده کنید و منظور خود را منتقل کنید. حتی اگر نتوانید به طور عالی صحبت کنید باز هم می توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید.

 

مرحله 2: بپذیرید که دیگرانی هستند که به شما کمک کنند.

یکی دیگر از مواردی که زبان آموزان و همینطور اعضای سایت ما می گویند باعث می شود هنگام صحبت کردن تردید کنند این است که حس می کنند مورد قضاوت قرار می گیرند. یا ممکن است دیگران آنها را مسخره کنند.

باید گفت که این مشکل بسیار رایج است و فقط زبان آموزان را تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه بسیاری از افرادی را که می خواهند در جمع حتی به زبان فارسی صحبت کنند را تحت تاثیر قرار می دهد!

 

مهمترین نکته ای که هنگام مکالمه به یک زبان خارجی باید مد نظر قرار دهید این است که فرد مقابل تمایل دارد با شما ارتباط ایجاد کند. آنها بیشتر به آنچه می گویید علاقه مندند نه به شکلی که آن چیز را بیان می کنید.

 

بهتر است خودتان به نحوه بیان آنچه می گویید علاقه مند باشید زیرا هر چه باشد دارید بیشترین تلاشتان را می کنید تا درست صحبت کنید. با اینحال اغلب اوقات فردی که با او مکالمه می کنید علاقه مند به خود موضوع مکالمه است.

مثلا اگر در خصوص فوتبال صحبت می کنید آنها بیشتر مایلند تا نظرات شما را در مورد فوتبال بدانند یا اگر در مورد خانواده خودتان صحبت می کنید آنها می خواهند در مورد خانواده تان بدانند.

 

این افراد اصلا قصد ندارند مهارت های شما را در زبان انگلیسی تست کنند و ببینند چند اشتباه مرتکب می شوید.

و اغلب اوقات اگر موقع صحبت کردن تپق بزنید و کلمه مناسب و یا تلفظ درست یک لغت را ندانید به شما کمک خواهند کرد. پس به فردی که با او مکالمه می کنید به چشم یک دوست نگاه کنید نه یک دشمن. دفعه بعد که با یک فرد به انگلیسی صحبت می کنید سعی کنید ذهنیت وفور را به کار بگیرید و ببینید که چه اتفاقاتی می افتد.

 

سعی کنید احساسات خود را بیان کنید و ببینید چه چیزی را می توانید متفاوت انجام دهید تا هنگام صحبت اضطراب کمتری داشته باشید.

 

مرحله 3: قبل از اینکه فکر کنید صحبت کنید.

آیا تا بحال این احساس را داشته اید که بخواهید چیزی بگویید و نتوانید؟ آن هم فقط به این دلیل که با خودتان می گویید: “چند ثانیه صبر می کنم بعد صحبت می کنم.” و بعد اوضاع بدتر می شود زیرا شروع به ترسیدن می کنید و بعد قبل از اینکه صحبت کنید دوباره چند دقیقه دیگر به خودتان فرصت می دهید تا صحبت کنید و بعد دوباره اوضاع بدتر می شود.
هر چه بیشتر صبر کنید مغز شما بیشتر احساس اضطراب و دلهره را ثبت می کند و آنقدر این روند ادامه میابد تا اضطراب کاملا به شما مستولی شود. در این گونه مواقع راز کار این است که نگذارید مغز شما بفهمد که تا چه حد اضطراب دارید. به همین دلیل باید در هر فرصتی که به دست می آورید سریعا به صحبت کردن بپردازید – یعنی قبل از آنکه فکر کنید صحبت کنید.

 

به این ترتیب وقتی شروع به صحبت کردن می کنید خواهید دید که کار چقدر ساده تر از آن چیزی است که تا چند دقیقه قبل فکر می کردید.

 

آیا آماده مکالمه هستید؟ مطمئن ام که هستید! امیدوارم از این راهکارهای کوچک لذت برده باشید!

 

راهکار شما برای خلاص شدن از ترس از انگلیسی صحبت کردن چیست؟ شاید هم از جمله افرادی باشید که هنگام صحبت کردن اصلا نمی ترسید! لطفا نظرات خودتان را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

مکالمه آنلاین فرمول 1

آسان ترین و سخت ترین زبان ها

سخت ترین و آسان ترین زبانها کدامند؟

احتمالا تا بحال این سوال را از خود پرسیده اید. در این مقاله می پردازیم به تحقیقی که سرویس زبانهای خارجی وزارت امریکا در خصوص سخت ترین و آسان ترین زبانها انجام داده است تا به پاسخ این سوال برسیم.

مبنای این تحقیق تعداد ساعاتی هستند که افراد انگلیسی زبان برای تسلط به یک زبان خارجی در دو مهارت ریدینگ و اسپیکینگ به آن نیاز دارند. همانطوری که در تصویر می بینید،

طبق تحقیقات، زبانها به سه گروه ساده، متوسط و دشوار تقسیم شده اند. بر اساس این تحقیقات زبان عبری جزء زبانهای متوسط محسوب شده است.

بر اساس تحقیقاتی که بنده انجام داده م متوجه شدم که زبان فارسی جزء گروه دوم یعنی زبانهای متوسط قرار می گیرد. و بنابراین ترجیح دادم زبان پرصلابت فارسی را جایگزین زبان عبری کنم که در این دسته بندی قرار گرفته است.

 

6 روش کوتاه سازی زمان یادگیری یک زبان

اگر میخواهید یادگیری زبان را شروع کنید احتمالاً از خود می پرسید برای رسیدن به این هدف چقدر زمان لازم دارم؟

 

اگر هم یادگیری زبان را شروع کرده اید احتمالاً از خودتان می‌پرسید آیا تا به حال باید به این زبان مسلط شده باشم یا نه؟ راستش باید بگویم که اگر در خواب هم انگلیسی را یاد بگیرید نمی توانید یک شبه به این زبان یا هر زبان دیگری مسلط شوید.

 

اما خبر خوب این است که راهکارهایی وجود دارد که از طریق آنها می‌توانید میزان زمان یادگیری یک زبان را تا حد بسیار زیادی کاهش دهید.

 

اساسا برای یادگیری یک زبان به چه مقدار زمان نیازمندیم؟

 

ابتدا باید ببینیم منظور از یادگیری سریع یک زبان چیست. پاسخ به این سوال بستگی دارد به زبانی که می‌خواهیم یاد بگیریم. ساده ترین زبان ها مثل اسپانیایی، ایتالیایی یا اسپرانتو به چند صد ساعت مطالعه نیاز دارند در حالیکه برای یادگیری زبان های دشواری مثل چینی، روسی یا کره ای ناچاریم چند هزار ساعت مطالعه کنیم.

 

البته باید در نظر داشت که تعداد این ساعتها به طور تقریبی است و میزان سختی و آسانی یک زبان به عوامل متعددی مثل میزان نزدیک بودن زبان مادری با زبان مقصد، انگیزه، پیچیدگی زبان مقصد، منابع و میزان زمان صرف شده برای یادگیری بستگی دارد.

 

در اینجا به معرفی 6 راهکار می پردازیم که با استفاده از آنها می توان زمان یادگیری یک زبان را به حداقل زمان ممکن کاهش داد.

 

1-  تعداد جلسات مطالعه یک زبان را کوتاه تر اما بیشتر کنید.
وقتی به این موضوع فکر می کنید که برای یادگیری یک زبان نیاز به صدها یا هزاران ساعت تمرین دارید، احتمالا با خود فکر می کنید که بهترین راه این است که روزانه 10 ساعت پیاپی تمرین کنید تا هر چه زودتر به آن زبان مسلط شوید. اما عجله نکنید نردبان پله پله! اگر می خواهید زمان یادگیری یک زبان را به حداقل برسانید راهش این نیست که تا جایی که می توانید بخوانید بلکه باید تعداد دفعات مطالعه را کوتاه تر ولی بیشتر کنید.

 

این روش 2 فایده دارد:

  • با مطالعه تعداد جلسات بیشتر همیشه آن زبان را در ذهن خود تازه نگه می دارید. وقفه های طولانی بین هر جلسه یادگیری باعث می شود که رشته کار را از دست بدهید و برای شروع مجدد نیازمند زمان بیشتری باشید.
  • با اجتناب از جلسات طولانی و غیر ضروری ذهن خود را تیز نگه می دارید و اصطلاحا چهار نعل می تازید. که این امر باعث می شود یادگیری اثربخش تر و سریعتر انجام شود.

 

البته مطالعه کوتاه اما با تناوب بیشتر، اساسا این فایده را در پی دارد که چیزی متفاوت در مغز شما اتفاق می افتد. به خصوص وقتی به کاری غیر از مطالعه می پردازید مغز شما به تحکیم مطالب یاد گرفته شده می پردازد. و مطالب آموخته شده در ذهن شما تقویت می شوند. مثلا فرض کنید می خواهید لیستی از لغا ت و عبارات پرتکرار را یاد بگیرید. فرض کنید این کار را به دو روش می توانید انجام دهید:

الف: ابتدا دو بار آن لیست را مطالعه کنید، بعد از آن دو روز صبر کنید و سپس دو بار دیگر آن لیست را مطالعه کنید.

ب: هر روز به مدت 4 ساعت آن لیست را مطالعه کنید.

 

در هر دو حالت شما به یک میزان مطالعه می کنید اما روش دوم احتمالا مفیدتر است. چرا؟ زیرا هر چه تعداد جلسات مطالعه کوتاه تر و بیشتر باشد تعادل بهتری در تحکیم و تقویت مطالب یاد گرفته شده ایجاد می شود.

 

به زبانی ساده تر می توان گفت که یادگیری یک زبان مانند یک جنگ است که باید تعداد حملات را کوتاه تر ولی بیشتر کرد. در اینجا به چند تکنیک اشاره می کنیم که با استفاده از آنها می توانید برنامه ریزی خود را به ترتیبی که گفتیم طراحی کنید.

 

  • برای هر جلسه اهدافی کوتاه و مشخص تعریف کنید. “مثلا می خواهم این متن را ترجمه کنم.” “می خواهم لغات و اصطلاحات اپیزود اول سریال فرندز را مرور کنم.” یا “می خواهم به مطالب انگلیسی ترافیکی گوش کنم” و …
  • روزهایی که سرتان به شدت شلوغ است و نمی توانید به یادگیری زبان بپردازید سه کار به شما پیشنهاد می کنم: الف) لیستی از کارهای روزانه را تهیه کنید و ببینید آیا می توانید از هر یک از این کارها 5 تا 10 دقیقه کم کنید. ب) در ابتدای صبح 5 تا 10 دقیقه مطالعه کنید. ج) قبل از رفتن به رختخواب 5 تا 10 دقیقه مطالعه کنید.
  • مرور کردن مطالب قبلی نسبت به یادگیری کامل مطالب جدید نیازمند زمان کمتری است. بنابراین بهتر است هر روز مرور سریعی به مطالب قبل داشته باشید.
  • یکی از نکات مهم در مدیریت زمان این است که تا جاییکه می توانید از قبل در مورد نحوه استفاده از زمان برنامه ریزی کنید تا بتوانید زمان بیشتری در اختیار داشته باشید. با این نگاه سعی کنید تا جاییکه می توانید برای هر جلسه مطالعه از قبل برنامه ریزی کنید.

 

2-  از تکرار به شکلی استراتژیک استفاده کنید.
یادگیری یک زبان بدون وجود میزان مناسبی از تکرار اتفاق نمی افتد مگر اینکه حافظه شما یک حافظه تصویری باشد. باید دائما مطالب را مرور کنید. البته موضوع این نیست که “چه مقدار” تکرار کنید. در واقع سریعترین راه یادگیری لغات لزوما تکرار زیاد آنها نیست.

 

علت این امر هم این است که “زمان تکرار” نیز مهم است. روانشناسان دریافته اند که وقتی یک چیز را به دفعات بیشتری تکرار می کنید یادگیری آسانتر اتفاق می افتد. مثلا اگر برای یادگیری یک لیست لغت ابتدا به آن لیست نگاه کنید سپس چند ثانیه بعد،چند دقیقه بعد، چند ساعت بعد و یا چند روز بعد و … آن را مرور کنید بهتر از این است که تمام روز آن لیست را مرور کنید. این سیستم یادگیری معروف به یادگیری با فاصله می باشد و بسیاری از نرم افزارهای آموزش زبان از این سیستم بهره می برند.

 

بنابراین توصیه می کنم وقتی مطلبی را یاد می گیرید بین جلسات مرور چندین بار آن مطلب را همراه با فاصله های متعدد زمانی مرور کنید.

 

3-  زبان را با زندگی خود پیوند بزنید.
این حقیقت ساده را همیشه به خاطر داشته باشید که ما چیزهایی را که برایمان مهم هستند به یاد می آوریم و آنچه را مهم نیست فراموش می کنیم. زبان نیز از این قاعده مستثنی نیست. وقتی نگاه ما به زبان مجموعه ای از کلمات مکتوب باشد، در واقع به مغز این فرمان را می دهیم که اینها چیز مهمی نیستند.

 

اگر می خواهید به طور سریع و موثر یک زبان را یاد بگیرید باید راههایی را پیدا کنید که آن زبان در زندگی شما از الویت برخوردار شود. اگر سعی کنید زبانی را یاد بگیرید که به زندگی شما مربوط نباشد دائما هر چه را یاد می گیرید فراموش می کنید و فراموشی باعث می شود که زمان زیادی را برای یادگیری همان مطالب از دست بدهید!

 

حالا شاید بپرسید چگونه می توانم زبان را با زندگی خود پیوند بزنم؟ در بلند مدت باید اهداف خود را به طور شفاف مشخص کنید و این که “چرا” می خواهید آن زبان را یاد بگیرید. در کوتاه مدت باید از آن زبان “استفاده” کنید نه اینکه فقط آن را مطالعه کنید. باید به فعالیتهایی بپردازید که در آن زبان به آنها علاقه مند هستید. مثل خواندن کتاب، تماشای فیلم، آشپزی و …

 

اگر هنوز نمی دانید که چگونه یک زبان را مستقیما به چیزهایی که علاقه دارید پیوند بزنید کمی زمان بگذارید و جملات زیر را به هر شکل ممکن که می دانید کامل کنید:

  • می خواهم زبان انگلیسی را یاد بگیرم تا ….
  • وقتی زبان انگلیسی را مسلط شوم خواهم توانست …
  • اگر نتوانم زبان انگلیسی را یاد بگیرم نخواهم توانست …

 

به این ترتیب به مغز خود این فرمان را می دهید که این مطالب برای من مفید هستند، پس بهتر است آنها را به خاطر بسپاری! در نتیجه هر چه بیشتر به خاطر بیاورید کمتر تکرار کرده و در نتیجه سریعتر یاد می گیرید.

 

4-  طوری زبان را بخوانید که انگار زندگیتان به آن بستگی دارد.
باید بدانید که خواندن زبان با یادگیری آن متفاوت است. خواندن یک زبان یعنی حفظ لغات جدید، یادگیری ساختارهای گرامری جدید و یا شرکت در یک دوره. اما یادگیری زبان یعنی درونی سازی آن زبان و رسیدن به مرحله ای که بتوانید با آن زبان ارتباط ایجاد کنید.

 

خواندن زبان مهم است اما، هدف اصلی ما یادگیری زبان است نه فقط خواندن آن. اگر می خواهید یک زبان را واقعا یاد بگیرید باید از آن زبان “استفاده” کنید. با مطالعه یک زبان مواد خام اولیه ای را که برای یادگیری به آنها نیازمندید به دست می آورید، اما برای اینکه این مواد را به چیزی معنی دار و به یاد ماندنی تبدیل کنید باید از آنها استفاده کنید. و با تبدیل آنها به جملات، ایده خود را منتقل کنید. بنابراین برای اینکه یک زبان را سریعتر یاد بگیرید باید از هر فرصتی استفاده کرده و به آن زبان صحبت کنید.

 

وقتی با صحبت کردن به آن زبان چیزهایی که یاد گرفته اید را به کار ببرید آن زبان بخشی از شما شده و زمان کمتری برای تکرار مکررات صرف خواهید کرد. یکی از بهترین روشها برای صحبت کردن به یک زبان این است که افرادی را برای این کار پیدا کنید.

 

هرچند نباید لزوما خود را به صحبت کردن با دیگران محدود کنید. سعی کنید “با خودتان” حرف بزنید. به هر حال شما تنها کسی هستید که 24 ساعت هفته در دسترس هستید. چند روش صحبت کردن با خود به شکل زیر است:

  • با خودتان با صدای بلند صحبت کنید. در مورد موضوعاتی که دائما به آن فکر می کنید با خود صحبت کنید یا حتی شخصیت های خیالی ایجاد کرده و یک مکالمه بسازید.

 

  • یک دفتر خاطرات درست کنید. کارها و افکار روزانه یا هر چیزی که به آن علاقه مندید را یادداشت کنید.

 

  • صدای خود را ضبط کنید. بعد از ضبط صدای خود به آن گوش کنید و سعی کنید تلفظ و دستور زبان و موارد دیگر را اصلاح کنید. همچنین می توانید از روی یک متن بخوانید و سپس صدای خود را ضبط کرده و به آن گوش کنید.

 

5- از اپلیکیشن های یادگیری استفاده کنید.
سعی کنید اپلیکیشن های لغت را روی گوشی خود نصب کنید و در طول روز از زمانهای مرده برای یادگیری استفاده کنید.

 

هر جا می خواهید معنی کلمه جدیدی را پیدا کنید می توانید از اپلیکیشن های Google Translate و iTranslate استفاده کنید.

 

با استفاده از اپلیکیشن های فلش کارت Anki و Brainscape تقریبا می توانید همه اوقات شبانه روز را به یادگیری اختصاص دهید.

6-  برنامه ای قابل دوام و موثر برای یادگیری طراحی کنید.
یادگیری موثر یک زبان چیزی نیست که به خودی خود اتفاق بیفتد. اگر می خواهید سریع یاد بگیرید باید برای این منظور برنامه ریزی کنید. برنامه شما یک نقشه راه است که باید در آن به استراتژی های صرفه جویی در زمان، استفاده از اپلیکیشن های یادگیری، تکرار، صحبت کردن تا حد ممکن، پیوند دادن آن زبان با فعالیت های مرتبط به زندگی خود توجه کنید. اما از طرفی باید برنامه یادگیری ایجاد کنید که مستمر باشد.

 

ممکن است اوایل یادگیری یک زبان گاها وسوسه شوید تا هر چه سریعتر به آن زبان مسلط شوید، اما اگر در ابتدا خیلی تندحرکت کنید انگیزه خود را به مرور از دست خواهید داد. به همین دلیل باید اصل آهستگی و پیوستگی را رعایت کنید. در طراحی برنامه خود باید برای یادگیری و ارتقا حوزه های زیر دارای استراتژی باشید:

لغت، گرامر، لیسنینگ، اسپیکینگ، راتینگ و ریدینگ. در برنامه خود باید تعادل ایجاد کنید. اگر در یکی از این حوزه های نسبت به بقیه رشد بیشتری داشتید باید در برنامه خود تجدید نظر کرده و به بخشهایی که در آنها ضعیف مانده اید وقت بیشتری اختصاص دهید. همچنین اگر دائما از برنامه خود عقب می افتید به این معناست که برنامه شما قابل دوام نیست و باید از حجم آن کمتر کنید. بنابراین باید با رویکردی شروع کنید که هم تکنیک های یادگیری موثر را به کار ببرید و هم بتوانید انرژی و تعهد خود را از ابتدا تا انتهای کار حفظ کنید.

 

اگر موارد خواسته شده را انجام دهید، قطعا از سرعت یادگیری خود شگفت زده خواهید شد و بعد به جای اینکه بپرسید “آیا تا الان باید به این زبان مسلط شده باشم یا نه؟” از پرسش این سوال متعجب خواهید شد که “چطور توانستم تا الان این زبان را یاد بگیرم؟”

صفحه اصلی محصولات دوره ها حساب کاربری
Social media & sharing icons powered by UltimatelySocial